دوشنبه, ۰۴ تیر ۱۴۰۳

اخبار کشاورزی

اسرائیل؛ ویرانی سبد غذایی فلسطین، معیشت، کشاورزی و سلب مالکیت برنامه ریزی شده زمین های کشاورزان

اسرائیاخبار کشاورزی: ویرانی سبد غذایی فلسطین، معیشت، کشاورزی و سلب مالکیت برنامه ریزی شده زمین های کشاورزان

 

جمعه دوازدهم آبان 1402

کشاورزی آینده جهان

تحقیق، ترجمه و تدوین: فرانک مسعودی

کشاورزی پایه اصلی اقتصاد کشور فلسطین است. تولید کالاهای کشاورزی از نیازهای معیشتی مردم حمایت و اقتصاد صادراتی فلسطین را تقویت می کند. بر اساس گزارش شورای روابط اروپایی فلسطین، بخش کشاورزی برای 13.4 درصد جمعیت به طور رسمی و 90 درصد به طور غیر رسمی اشتغال ایجاد کرده است. طی 10 سال گذشته، نرخ بیکاری در فلسطین افزایش یافته و بخش کشاورزی به فقیرترین بخش اقتصاد فلسطین بدل شده است. نرخ بیکاری در سال 2008 در غزه به 41 درصد و در کل فلسطین به اوج خود رسید.

طبق گزارش بانک جهانی، کشاورزی فلسطین از استفاده گسترده از زمین برای ذخایر طبیعی و همچنین اهداف نظامی و شهرک نشینان رنج می برد. از آنجایی که ریشه درگیری ها به خاطر زمین است، اختلافات بین اسرائیل و فلسطین در کشاورزی فلسطین به خوبی نمایان است.

تاریخچه آغاز ویرانی کشاورزی فلسطین 

پس از جنگ شش روزه (1967)، اشغال اولیه کرانه باختری توسط اسرائیل منجر به تشویق کشاورزی شد. موشه دایان فعالانه گسترش آن را تشویق کرد و در نتیجه بهره وری کشاورزی به طور سالانه 16 درصد افزایش یافت. اجازه گسترش در زمین هایی که تا آن زمان مورد غفلت قرار گرفته بود تمدید شد. اما این سیاست ها در سال 1976 تغییر کرد و در سال 1979، زمانی که دولت جدید حزب لیکود روی کار آمد، مشوق ها برای کشاورزی فلسطین متوقف شد. دولت، کشاورزی محلی را مانعی برای هدف خود در الحاق زمین های غیرقابل کشت می دانست. در نتیجه، سهمیه آب برای کشاورزان فلسطینی به تدریج کاهش یافت و کشاورزان را مجبور به ترک زمین های خود و جستجوی شغل به عنوان کارگر روزمزد در اسرائیل کرد. نتیجه نهایی این تصمیم این بود که تا سال 1985، زمین های زیر کشت فلسطینیان در کرانه باختری 40 درصد کاهش یافت.

فروش انواع کالاهای فلسطین به اسرائیل از سال 1984 مشمول مجوز گردید و در بازارهای اروپایی محدود شد. تولید تجاری زیتون در اولویت برنامه های اسرائیل قرار نداشت، بنابراین فلسطین اسیر تولید محصولاتی شد که اسرائیل تعیین می کرد و از این طریق کشاورزی فلسطین بسیار محدود شد. تولید در مزارع فلسطین با محدودیت های دیگری هم مواجه بود؛ از جمله اینکه اکثر کشاورزان، برای مُزارع کار می کردند (sharecroppers= چیزی مانند عقد مُزارعه که یکی مالک است و دیگری زارع) که ناگزیر بودند تا 50 درصد تولیداتشان را با مالکان تقسیم کنند.

اکنون مطلب زیر که ترجمه یکی از مقالات درج شده در وب سایت موسسه معتبر هاینریش بُل در رابطه با ساختار کشاورزی فلسطین است را بخوانید. این پژوهش آکادمیک به خوبی نشان می دهد که چگونه مردم و کشاورزان فلسطین با دخالت های سازمان یافته و سرکوبگرانه اسرائیل روز به روز فقیرتر واز نظر اقتصادی ضعیف تر می شوند.

کشاورزی آخر الزمانی در فلسطین

19 August 2021

by Lina Isma'il and Dr. Muna Dajani

بنیاد هاینریش بل

گزارش های کشاورزی فلسطین، نشان از یک پیش بینی آخرالزمانی برای این بخش دارند.

با محدودیت‌های سیستماتیک اسرائیل در دسترسی به زمین‌های کشاورزی و منابع آبی و فقدان چشم‌اندازی از سوی دولت فلسطین در مورد چگونگی توسعه این بخش، نقش کشاورزی در تولید ناخالص داخلی و ملی کمتر و کمتر می‌شود. این بخش به طور مداوم در حال کاهش سهم نیروی کار است که منجر به جایگزینی زمین های کشاورزی با پروژه های صنعتی می شود و یکی از مهم ترین عناصر هویت فلسطینی را به طور موثر نابود می کند. رقابت با محصولات اسرائیلی مانعی بر سر راه توسعه کشاورزی پایدار در فلسطین است. هر روز ده ها تن از محصولات اسرائیلی به بازارهای فلسطین سرازیر می شود و با تولیدات داخلی رقابت می کند. در بسیاری از موارد، کشاورزان فقط شاهد پوسیدگی محصولات خود در کنترل های بی پایان ایست های بازرسی در مرزها و در مزارع خود هستند. این امر آنها را در مورد اینکه کجا و چگونه محصولات خود را به بازار عرضه کنند ناامید و از توانایی رقابت با هجوم محصولات ارزان اسرائیلی سرخورده می کند.

علاوه بر این، صنعتی شدن زمین‌های کشاورزی یک پدیده جهانی است که کشاورزان خرده‌پا را آزار می‌دهد و فلسطین نیز از این قاعده مستثنی نیست. سیاست های دولت برای «تقویت» و «توسعه» بخش کشاورزی در درجه اول بر ثروتمندتر کردن کشاورزان ثروتمند و تبدیل حاصلخیزترین زمین ها مانند مرج ابن عامر (منطقه جنین) به مناطق صنعتی چند ملیتی متمرکز شده است که تولیدکنندگان و مالکان زمین در آن حضور داشته اند. جایی که تولیدکنندگان و صاحبان زمین به نیروی کار ارزان در کارخانه های آلوده کننده مصرف کننده تبدیل شده اند.

کشاوری دیم، ستون فقرات کشاورزی فلسطین

با توجه به اینکه درصد کمی از زمین های زیر کشت آبیاری می شود، کشاورزی دیم - که در زبان محلی به آن «بعلی» گفته می شود- نوع غالب کشاورزی در فلسطین و ستون فقرات فعالیت های کشاورزی به شمار می رود. این نوع کشاورزی در طول دهه‌ها، به کشاورزان فلسطینی در سرزمینشان کمک کرده و دانش باستانی، گونه‌های محصول، کیفیت متمایز تولید و طعم محصولات سرزمینی را حفظ کرده است. این رویکرد در کشاورزی بر مفهوم بعلی استوار است که به بعل، فرشته زمین، شبنم و باران (باران بعل) برای باروری و حاصلخیزی خاک سرزمین کنعان اشاره دارد. این سیستم به عنوان یک سیستم کشاورزی اکولوژیکی انعطاف‌پذیر توصیف شده است که به کشاورزان کمک کرده تا خود را با شرایط محدود اجتماعی- اقتصادی، همراه با شرایط سیاسی وخیم سازگار کنند.

با این حال، کشاورزی دیم همچنان به دلیل محدودیت‌های سنگین تاریخی در استفاده از آب سفره های غنی زیرزمینی توسط فلسطینی ها از سوی رژیم صهیونیستی، به عنوان نوع غالب کشاورزی باقی مانده است.

این محدودیت ها یک سیاست دیرینه اسرائیل بوده است که از سال 1967 کنترل هژمونیکی بر منابع آبی در اراضی اشغالی فلسطین داشته است. اسرائیل امروز 85 درصد از برداشت سالانه سفره های آب زیرزمینی در کرانه باختری را استخراج می کند و تنها 15 درصد از آن برای کشاورزان ومردم فلسطین باقی می ماند. مصارف آب خانگی و کشاورزی فلسطینیان، بسیار کمتر از تقاضای رو به رشد جمعیت آنهاست و برعکس، میانگین مصرف آب اسرائیلی ها حداقل 4 برابر بیشتر از فلسطینیان است تا جایی که برخی از شهرک های کرانه باختری، بر اساس سرانه، 21 برابر بیشتر از روستاهای فلسطینی نزدیک به آنها آب مصرف می کنند.

اسرائیلی ها «سبد غذایی فلسطین» را منطقه C اعلام کردند!

علاوه بر این، 63 درصد از زمین های قابل کشت در منطقه C واقع شده است، جایی که به طور کامل تحت کنترل و اداره ارتش اسرائیل است و شهرک نشینان، کنترل بخش های زیادی از زمین و آب را در اختیار دارند. بیش از 85 درصد از زمین های دره اردن که زمانی به عنوان «سبد غذایی فلسطین» معروف بود به عنوان منطقه C تعیین، جوامع کشاورزی آن ویران و مظهر سلب مالکیت سیستماتیک و از بین بردن روزانه معیشت فلسطینیان شده است. در نتیجه بسیاری از فلسطینی های ساکن در آنجا، به کار در شهرک های غیرقانونی و یا فروش محصولات خود از طریق شرکت ها و افراد اسرائیلی که خرما، سبزیجات و میوه ها را صادر می کنند پرداخته اند. این امر باعث ایجاد همکاری اجباری تولیدکنندگان فلسطینی که تمام امید خود را برای حفظ معیشت کشاورزی شان از دست داده اند، با شرکت شهرک سازی های غیرقانونی شده، موضوعی که هویت آنان را دچار بحران کرده است!

کشاورزان دره اردن بین یک صخره و یک مکان سخت گیر کرده اند، جایی که نمی توانند آب مورد نیاز برای آبیاری محصولات خود را به دست آورند و محصولاتشان را در بازار نابرابر رقابتی به قیمت منصفانه بفروشند، جایی که عاقبت، ناگزیر به رها کردن زمین ها و کشت و کار می شوند و برای تأمین معیشت ناچیز خود، در سکونتگاه‌های غیرقانونی که در بسیاری موارد زمین های خود آنها بوده که توسط گسترش استعماری شهرک‌نشینان مصادره شده است سکنی می گزینند.

علی ایحال، کشاورزان فلسطینی با تکیه بر کشاورزی سنتی دیم، طعم های متمایزی را در محصولات فصلی تولید می کنند. زمین هایی که برای آماده سازی سالانه به دانش و تخصص محلی نیاز دارد. با این حال، با تغییرات آب و هوایی که منجر به نوسانات باران، دما و تغییر فصول می‌شود، مزارع و باغات به طور فزاینده‌ای آسیب‌پذیر می‌شوند. محدودیت‌های اشغالگران بر جابجایی کالاها و محصولات و تکه تکه شدن کرانه باختری نیز، بازارهای محلی را از یکدیگر جدا کرده است.

از بین بردن پیوندهای کشاورزان فلسطینی با زمین

غزه در دوران باستان یک مکان تجاری مهم و شهر بندری برای تجارت «عود» بود. امروزه، در میان وحشت محاصره و بسته شدن مداوم، جنگ‌های تکراری، حملات و محدودیت‌های خفقان‌آور، آشکار شده است که هدف اشغال نه تنها ایجاد ویرانی برای مردم غیرنظامی، ساختمان‌ها و زیرساخت‌های آنها، بلکه از بین بردن پیوندهای آنها با زمین، محصولات سنتی و منابع آبی است. معیشت وابسته به منابع طبیعی به طور سیستماتیک تضعیف و نابود شده است.

کشاورزان و ماهیگیران منطقه حائل، آسیب پذیرترین مردم فلسطین

این تخریب توسط اشغالگران با هدف تبدیل جمعیت کارگر و کشاورز فلسطین به یک گروه وابسته استفاده شده است. از زمان پیمان اسلوی2 در سال 1995، اسرائیل یک «محیط امنیتی» به نام منطقه محدود دسترسی (ARA) تعیین کرده است که در امتداد مرزها تا حداقل 300 متر از خط سبز تعیین شده است. پس از انتفاضه دوم، ارتش اسرائیل به تدریج ARA را تا 1500 متر در سرزمین نوار غزه گسترش داد. محدودیت‌ها در غزه، 35 درصد از کل مساحت کشاورزی نوار غزه را از فلسطینی‌ها سلب می‌کند، که اتفاقاً حاصلخیزترین زمین‌های کشاورزی در این منطقه نیز هستند. کشاورزان زیادی در این سرزمین بی‌کس در اثر تیراندازی کشته و بسیاری دیگر زخمی و تهدید شده‌اند، همچنین محصولات از ریشه کنده شده و نابود شده‌اند. کشاورزان غزه که دهه هاست برای حفاظت از زمین ها و کشاورزی خود در «منطقه حائل» مبارزه کرده اند، در کنار ماهیگیرانی که هنگام خروج از منطقه کوچک ماهیگیری با تهدید دائمی جان خود مواجه می شوند، از آسیب پذیرترین مردم فلسطین هستند.

نابودی بیش از یک میلیون درخت مرکبات فلسطین برای محروم کردن آنان از کمک های بین المللی

در دهه‌های 1950 و 60، غزه به دلیل تولید و صادرات مرکبات، که حدود 30 تا 40 درصد از نیروی کار غزه را زیر پوشش می‌گرفت، مشهور بود. پس از سال 1967، کشاورزی فلسطین در غزه به دلیل تشویق دولت نظامی اسرائیل به منظور پاسخگویی به تقاضاهای بازارهای اسرائیل و بین المللی، به سمت تولید توت فرنگی و گل سوق یافت. در جریان انتفاضه دوم، نیروهای اشغالگر اسرائیل بیش از یک میلیون درخت که بیشتر آنها مرکبات بودند را نابود کردند تا کشاورزان را از کشت محصولات کم ارتفاع به ویژه در مناطقی با دسترسی محدود، که از پروژه‌های کمک‌رسانی برای چنین تولیداتی برخودار بودند، محروم کنند. متأسفانه اکنون مرکبات از مصر و اسرائیل وارد فلسطین می شود!

بخش کشاورزی در فلسطین در واقع از آژانس های بین المللی کمک مالی دریافت می کند که هدف آنها توسعه استانداردهای تولید به منظور دسترسی به بازارهای جهانی و ورود فلسطین به اقتصاد جهانی است. با این حال، این به ضرر تولیدکنندگان داخلی است که اکنون بر روی ایده رعایت استانداردهای بین المللی برای فروش محصولات خود در مکان های دور متمرکز شده اند، زیرا در این شرایط، بازارهای غربی از محصولات با ارزش بالا سود می برند، در حالی که در فلسطین، شیوه های کشاورزی محلی و سازگار با محیط زیست و گونه های محلی برای پاسخگویی به تقاضای بین المللی کنار گذاشته می شود. این امر معیشت محلی را از بین می برد، رقابت بین تولیدکنندگان را افزایش می دهد و کشاورزان کوچک را ضعیف می کند.

کشاورزی در فلسطین، فراتر از یک منبع درآمد صِرف

با این حال، کشاورزی در بافت فلسطین به طور سنتی بسیار بیشتر از یک منبع درآمد صرف است که کشاورزان قصد داشته باشند روی آن سرمایه گذاری کنند و آن را گسترش دهند. کشاورزی برای فلسطینیان، وابستگی به سرزمین اجدادی و نشان دهنده احساس تعلق است که بخشی از هویت فلسطینی است.

فلسطینی ها نگهبان باغ های زیتون و میوه، مزارع گندم و تپه های پلکانی هستند

سومود (ثابت) اصطلاحی است که برای توضیح ریشه فلسطینیان در سرزمینشان ابداع شد و فراتر از مفاهیم ملیت و دولت مدرن است. این معنا، احساس فلسطینی ها را به عنوان مراقبان سرزمین معرفی می کند، تا جایی که در صورت سلب سرزمینشان، حیثیت و آبروی آنها خدشه دار می شود، به ویژه اگر این کار به صورت غیرقانونی انجام شود.

بنابراین، برای کشاورزان فلسطینی، حفظ زمین یک تعهد و سوگند برای تثبیت هویت خود است. پس جای تعجب نیست که هدف، تاکتیک‌ و سیاست‌های اصلی اشغالگران از بین بردن این عنصر از معیشت فلسطینیان است. بنابراین فلسطینی ها نگهبان باغ های زیتون و میوه، مزارع گندم و تپه های پلکانی هستند. اگر دیدگاه خود را در مورد مالکیت تغییر دهیم، خواهیم دید که با حمایت از کشاورز در زمین خود، در واقع میراث فلسطینی مستحکم می شود و به طور غیرمستقیم فعالیت های اقتصادی به سمت حمایت از فعالیت های محلی و جامعه محور به جای افراد سودجو واستثمارگر و شرکت های بزرگ سوق می یابد.

اکنون بیش از هر زمان دیگری ضروری است که تلاش های خود را برای دستیابی به حاکمیت غذا در فلسطین متمرکز کنیم. خوشبختانه، اکنون در سراسر فلسطین، با مزارع جدید که روش‌های کشاورزی پاک را اتخاذ کرده‌اند، و ابتکاراتی که خواستار حفظ دانش کشاورزی سنتی و بذور محلی هستند، این موضوع دوباره ظاهر می‌شود.

پی نوشت:

در پایان، شرحی مختصر از جغرافیای سیاسی (ژئوپلیتیک) و ساختار و ترکیب سیاسی جریانات مختلف فلسطین برای درک بهتر از شرایط و موقعیت مردم مظلوم این سرزمین آورده ایم که خوب است بخوانید:

در حال حاضر، کرانه باختری و نوار غزه، کشور فلسطین را تشکیل می دهند.

از سویی، ۴ ساختار حکومتی در فلسطین جریان دارد:

1-    تشکیلات خودگردان فلسطین (فتح)

2-    دولت فلسطین

3-    ساف (سازمان آزادی بخش فلسطین)

4-    حماس

فتح، مهم ترین سازمان سیاسی و نظامی فلسطینی است که در سال ۱۹۵۹ توسط یاسر عرفات و خلیل الوزیر با هدف آزادی فلسطین از سیطره اسرائیل از طریق مبارزات چریکی بنیان‌گذاری شد و حکومت کامل بر کرانه باختری را بر عهده دارد. رهبر، فاروق قدومی و دبیر کل آن محمود عباس است.

فتح، از سوی هیچ دولتی به عنوان گروه تروریستی شناخته نمی‌شود و خواهان نابودی کشور اسرائیل نیست.

دولت فلسطین که در واقع حاکمیت هیچ منطقه ای را بر عهده ندارد. پایتخت اعلامی آن بیت المقدس شرقی ست که از زمان جنگ شش روزه در اشغال اسراییل است، اما پایتخت اداری آن در شهر رام‌الله واقع شده‌استرییس دولت، محمود عباس و نخست وزیر محمد اشتیه است.

سازمان آزادی‌بخش فلسطین (به‌اختصار ساف) کنفدراسیونی از احزاب فلسطینی است که در سال ۱۹۶۴ میلادی تأسیس شده و در بیشتر کشورهای جهان به عنوان نماینده رسمی مردم فلسطین شناخته می‌شود. سازمان آزادی‌بخش فلسطین از سال ۱۹۷۴ در سازمان ملل نیز عضویت دارد. ساف و دولت اسرائیل در سال ۱۹۹۳ به‌طور متقابل یکدیگر را به رسمیت شناخته‌اند.

رییس کمیته اجرایی ساف نیز محمود عباس است.

حرکت مقاومت اسلامی با نام اختصاری حَماس، یک سازمان و تشکیلات سیاسی و نظامی اسلام‌گرای سنی مذهب است که بر نوار غزه در سرزمین‌های فلسطینی حکومت می‌کند. با وجود اینکه مقر حماس در شهر غزه است، در کرانه باختری که سازمان فتح کنترل آن را اعمال می‌کند نیز حضور دارد. حماس به طور گسترده ای به عنوان «نیروی سیاسی برتر و غالب» در سرزمین‌های فلسطینی در نظر گرفته می‌شود.

*نکته یک: حماس از اخوان المسلمین در مصر منشعب شده و رهبر آن اسماعیل هنیه است.

*نکته دو: جنگ شش‌روزه ۱۹۶۷ نبردی بود که از ۵ ژوئن تا ۱۰ ژوئن ۱۹۶۷ میان اسرائیل و کشورهای عربی مصر، سوریه و اردن و عراق رخ داده و با پیروزی مطلق اسرائیل به پایان رسید. این نبرد نقطه اوج بحرانی بود که از تاریخ ۱۵ مه تا ۱۲ ژوئن ۱۹۶۷ به درازا انجامید و در آن اسرائیل با شکست ارتش چند کشور عربی قسمتی از خاک آن‌ها را تصرف کرد.

* نکته سه: امور اداری مردم غزه توسط کابینه حماس به ریاست اسماعیل هنیه (نخست وزیر) انجام می شود و این منطقه نوعی اقلیم خودمختار به حساب می آید.

 

 

 

  

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .