بحران خاورمیانه؛ از خلیجفارس تا سفره کشورهای همسایه

(تحلیل اقتصادی: چگونه اختلال در تنگه هرمز، اقتصاد کشاورزی منطقه و جهان را فلج میکند؟)
بستن تنگه هرمز؛ فراتر از نفت؛ تهدیدی برای امنیت غذایی منطقه
۱۳اسفند ۱۴۰۴
بررسی تحلیلی: فرانک مسعودی (بر اساس گزارش تابناک)
در حالی که اخبار جهانی غالباً بر نوسانات قیمت انرژی متمرکز شده است، پیامد واقعی جنگافکنیها در خلیجفارس بر روی «تورم مواد غذایی» و «امنیت غذایی» کشورهای همسایه ایران سایه انداخته است. تنگه هرمز تنها یک مسیر ترانزیت نفت نیست؛ بلکه شریان حیاتی تأمین کودهای شیمیایی و غلاتی است که حیات کشاورزی از هند و چین تا آفریقا و کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس را تأمین میکند.
۱. تمرکز بر کشورهای همسایه: وابستگی به گلوگاه هرمز
کشورهای همسایه ایران، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کویت، قطر و عمان، به دلیل اقلیم خشک و کمبود منابع آبی، وابستگی شدیدی به واردات مواد غذایی و نهادههای کشاورزی دارند.
تهدید تأمین نان و خوراک: حدود ۳۳درصد از حجم کل تجارت جهانی کود (آمونیاک، اوره، گوگرد) از طریق این تنگه عبور میکند. بسته شدن یا اختلال در این مسیر، مستقیماً زنجیره تأمین این کشورها را قطع میکند. کودی که به تأخیر میافتد یا فاسد میشود، یعنی محصولاتی که قرار بود برداشت شود، دیگر تولید نخواهد شد.
خطر قحطی خوراک دام: کشورهای خلیجفارس بخش عمدهای از خوراک دام خود را از طریق غلات وارد میکنند که مسیر اصلی آن از تنگه هرمز میگذرد. اختلال در این مسیر نه تنها قیمت گوشت و لبنیات را در این کشورها به شدت بالا میبرد، بلکه میتواند منجر به کمبود مواد پروتئینی شود.
ناتوانی راههای زمینی در جایگزینی تنگه:
بسیاری تصور میکنند خطوط لوله و مسیرهای زمینی میتوانند جایگزین حملونقل دریایی در این منطقه شوند؛ اما این باور نادرست است. به دلیل محدودیت شدید ظرفیت و تهدیدات امنیتی، این بسترها توانایی جابجایی حجم عظیم کالاهای دریایی را ندارند. در نتیجه، هیچ بستر امن و جایگزینی برای تأمین فوری نیازهای کشاورزان همسایه در صورت بستن تنگه وجود نخواهد داشت.
۲. اقتصادِ غذایی: موتور محرک تورم
از منظر اقتصادی، بحران تنگه هرمز مکانیسمهای پیچیدهای را در صنعت کشاورزی فعال میکند که حاشیه سود پایین این صنعت را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد:
افزایش سرسامآور هزینههای بیمه: شرکتهای بیمهگر بینالمللی با اعلام ریسک جنگی در خلیجفارس، حق بیمه (Premium) کشتیها را تا چندین برابر افزایش دادهاند. این هزینه اضافی مستقیماً به قیمت نهایی کالا در مبادی واردات (کشورهای همسایه) اضافه میشود.
هزینههای لجستیک و سوخت: تغییر مسیر کشتیها به سمت آفریقا (دور زدن قاره) مسافت را هزاران کیلومتر افزایش میدهد. این موضوع منجر به مصرف سوخت بیشتر، طولانیتر شدن زمان حمل و افزایش دستمزد خدمه میشود. در صنعتی با سود خالص پایین مانند کشاورزی، این افزایش هزینههای ثابت، حاشیه سود کشاورزان و واردکنندگان را به صفر یا حتی منفی میرساند.
وابستگی به گاز و افزایش قیمت تولید کود: تولید کودهای شیمیایی (بهویژه آمونیاک و اوره) وابستگی مستقیمی به قیمت گاز طبیعی دارد. تشدید تنشها در خلیجفارس باعث افزایش قیمت انرژی میشود که خود، هزینه تولید کود را در کره جهانی جهش میدهد. نتیجه نهایی این است که قیمت کود برای کشورهای واردکننده همسایه، همزمان با گرانتر شدن حملونقل، جهش پیدا میکند.
ریسک فساد و از دست رفتن سرمایه: محصولات کشاورزی و کودهای نیتروژنی تاریخ انقضا دارند. تأخیر در رسیدن محموله به دلیل ترافیک کشتیها در تنگه، میتواند منجر به فساد بار و از بین رفتن سرمایههای کلان کشاورزان و تجار منطقه شود.
۳. پیامدهای استراتژیک برای منطقه
شرکت تحلیلگر تجارت جهانی «کپلر» (Capstone) در گزارشهای خود تأکید کرده است که هیچ جایگزین عملی برای حملونقل دریایی در این منطقه وجود ندارد.
تورم قیمت خوراکی وارداتی: افزایش قیمت تمامشده واردات کود و غلات، مستقیماً به عنوان «تورم خوراکی» در سبد مصرفی خانوارهای کشورهای همسایه بازتاب پیدا میکند.
تهدید صادرات منطقه: کشورهای صادرکننده محصولات باغی و صیفیجات در جنوب ایران نیز از این وضعیت در امان نیستند. بسته شدن مسیر، صادرات آنها را متوقف کرده و کشاورزان را با انباشت محصولات فاسد شدنی روبرو میکند.
یک بحران زنجیرهای
اختلال در تنگه هرمز، یک رویداد لوکال نیست، بلکه ماشهای برای یک بحران جهانی و منطقهای است. برای کشورهای همسایه، این بحران به معنای «تورم خوراکی» است که قدرت خرید مردم را کاهش میدهد و «کاهش تولید» است که امنیت غذایی را به خطر میاندازد. تا زمانی که جایگزین امن و مقرونبهصرفهای برای این مسیر دریایی وجود نداشته باشد، هرگونه تنش نظامی در خلیجفارس، مستقیماً به قیمت نان و گوشت در سفرههای کشورهای منطقه ترجمه خواهد شد.

















