پنجشنبه, ۳۰ دی ۱۴۰۰

بیلی که همچنان در دست وزارت نیروست!

بیلی که همچنان در دست وزارت نیروست!

 

 

جمعه 1400/10/17                        19:42

کاج پرس:

شاید اگر طی سال های پیش رو باز هم ده ها سیل ویران کننده در اقلیم های متفاوت جاری شود و موجب خسارات و آسیب های جدی به ابنیه تاسیسات ساختمانی، تولیدی و نهایتا زیرساخت ها و محصولات کشاورزی اعم از زراعت، باغبانی، دام و طیور و آبزیان گردد، موضوع کسب و کار سد سازی از رونق نخواهد افتاد و در دولت های آینده نیز همچنان از حمایت های اعتباری هنگفت برخوردار می شوندزیرا به جامعه مخاطب تصمیم گیر و مسئولان و دست اندرکاران چنین القا شده است که سدها و سد سازی تنها راه مقابله با سیل هاست.

گرچه هر بار که سیل در کشور مااتفاق افتاده بیش از حد ویران کننده، مخرب و زیان بار بوده است با این وجود دامنه این تفاسیر و القائات تا آنجاست که سدسازی را شاخص پیشرفت و توسعه و حتی اقتدار دولت ها قلمداد می کنند.

این تبلیغات و به نوعی فرهنگ سازی کاذب و البته تحقیق نشده ای از این دست که بعضا لق لقه زبان روشنفکران بوروکرات سطحی مستخدم دولت هاست، بسترساز انتفاع تیم های اقتصادی قدرتمندی بوده است که در سایه بودجه های هنگفت مصوب و ارزهای ارزان دولتی موسوم به ترجیحی طی 40 سال گذشته مجری پروژه های سدسازی بوده اند؛ گروه های سازمان یافته ای که با جذب و جلب نظر مقامات محلی یا اطرافیان آنها و تامین منافع و خواسته های بعضا رانتی دست اندرکاران همراهی آنان را کسب کرده اند!

ترجیع بند توجیهات این گروه های قدرتمند سدسازی، ایجاد اشتغال و توسعه منطقه بوده است که متاسفانه توانسته اند همراهی بعضی از نمایندگان منطقه در مجلس شورای اسلامی را نیز به دست آورند که مگر در آینده بگویند در دوره ما بود که این یا آن سد ساخته شد، گرچه احتمال فساد هم وجود داشته.

این پدیده متداول به گونه ای بوده است که تحقیق و مطالعۀ همه جانبه ای در مورد بسیاری از این سدها بعد از ساخت، صورت نگرفته است که این سرمایه گذاری عظیم دولتی چه تاثیرات مثبت یا منفی بر محیط زیست، قنات ها، میزان آب تبخیر شده سطوح سدها و یا مقابله موثر با سیل ها داشته یا کم تاثیر و بی تاثیر بوده است، مطالعاتی که می تواند آشکار سازد آیا سرمایه گذاری انجام گرفته مفید بوده یا مضر و چه دستاورهای اقتصادی برای منافع منطقه ای و ملی داشته،مطالعاتی که اگر هم انجام شده انتشارعمومی نیافته تا درس آموز باشد و برای تجربه های بعدی به کار آید.

در این میان، وزارت جهادکشاورزی مقهور در مقابل وزارت نیرو، وزارتخانه ای برخوردار از لابی های قدرتمند سدسازی و ذی نفوذ نتوانسته است این مفهوم را فرهنگ سازی کند که تجربه سالیان متمادی چند دهه اخیر و حتی قرون گذشته آشکار ساخته است در سرزمین پهناور ایران با شرایط اقلیم خشک و نیمه خشک با متوسط 300 روز آفتاب درخشان در سال نباید آب را در مقابل چشم خورشید گسترانید، زیرا خوان پر برکتی برای تبخیر آب خواهد بود!

وزارت جهاد کشاورزی نتوانسته است این مفهوم را با صراحت و قاطعیت فرهنگ سازی کند و به تصمیم گیران و تصمیم سازان بقبولاند که به جز سدسازی، می توان با سرمایه اندک و مشارکت بالای مردم در اقصی نقاط کشور، از راه های دیگری همانند ایجاد آبخوانها و آبخیرها و استخدام مردم محلی با عناوین آبخیربان و یا آبخوان بان، آب را نگهداری و به سفره های زیرزمینی هدایت کرد و در عین حال، خیلی موثرتر دامنه تخریب سیل ها را کاهش داد، شرایطی که احداث سدهای غیرضروری و حتی مضر و ناکارآمد که بهانه ای برای بلعیدن پول های دولتی است تعطیل و مقدمه نصب و راه اندازی سامانه های نوین آبیاری مهیا گردد.

کسانی که بیش از حد به نظریه سدسازی در هر شرایط و اقلیمی تاکید دارند گمان می کنند ایرانیان قدیم انسان های نادانی بوده اند که به جای ایجاد کانال ها و مسیرهای آبرسانی روباز، به زجر و دشواری احداث قنات های طولانی در عمق زمین روی آورده اند و از سرخوشی رنج احداث این سازه ها را بر خود هموار کرده اند!

قصد اسائه ادب در میان نیست ولی باید گفت در کنار وزارت قدرتمند نیرو با وزرای زیرک و متکی به شرکت های بزرگ مرتبط با هیدرولوژی و سدسازی، وزرای جهاد کشاورزی غالبا فشل، بی کفایت، کم اعتقاد به مردم و مشارکت آنان و به دور از فرهنگ سازی مستدل و استدلالی از طریق رسانه های مستقل منتقد تخصصی بوده اند. وزرایی سیاست زده، صحنه گردان سیاست، شعاری و یا خیال پرداز که نه تنها نتوانسته اند از مصالح و منافع کلی کشاورزی و کشاورزان دفاع کنند بلکه این منافع را قربانی سیاست های زودگذر و مقطعی دولت ها کرده اند و اگر بعضا مقتدر بوده اند از دانش جامع تخصصی کشاورزی برخوردار نبوده اند.

با تاکید بر این نکته که آلت دست دولت ها بودن با همسویی و همراهی با کابینه ها ماهیتا متفاوت است، طی 40 سال گذشته، وزارتخانه های کشاورزی سال های اول انقلاب و جهاد کشاورزی بعدی، هرگز نتوانسته اند دولت ها را متقاعد کنند که نظریه های علمی و متقن در بخش کشاورزی را مورد توجه قرار دهند و مفهومی علمی طی 43 سال گذشته محقق نشده است که دولت باید ابزاری برای تحقق برنامه های عملی کشاورزی باشد نه برعکس.

طی چهار دهه تاریخی گذشته، همواره کشاورزی و وزرای کشاورزی کشور ابزاری برای سیاست های زودگذر و نه راهبردی دولت ها بوده اند و همیشه شعارهای هیجانی «حمایت از تولید داخل»، «تولید، خط قرمز ماست» و «خوداتکایی و امنیت غذایی همزاد استقلال کشور است»، سر داده اند، در حالی که آنچه اتفاق افتاده تنظیم بازار با گوشت مرغ و تخم مرغ ترکی بوده است.

وزرای جهادکشاورزی طی سالیان گذشته چند بار ادعا کرده اند کشور به خوداتکایی در گندم رسیده و هر بار هم بلافاصله موضوع واردات گندم به بهانه های مختلف در راس اخبار قرار گرفته اما اخیرا در واردات این محصول استراتژیک رکورد زدیم و به واردات 9 میلیون تن گندم رسیدیم! بهانه این بار خشکسالی بود ولی شاهد انتشار گزارش های تصویری بسیاری بودیم که کشاورزان گندم کار به دلیل مقرون به صرفه نبودن قیمت گندم، مزارع خود را در آستانه درو به گوسفند داران اجاره دادند زیرا برایشان با صرفه تر بود.

حال اگر به اصل موضوع برگردیم باید گفت به دلیل ضعف های جدی که گفته شد، طی سالیان متمادی گذشته وزارت جهاد کشاورزی «بیلش» را به وزارت نیرو داده است که آبش را قطع کند! حتی طرح تعادل بخشی آب هم نتوانست این «بیل» را از دست وزارت نیرو بگیرد زیرا وزارت جهاد کشاورزی نتوانسته است طی 4 دهه گذشته، با اقتدار سیاست و برنامه ای راهبردی و همه جانبه تدوین، اعلام و اجرا کند و کشاورزی مملکت همواره در چرخه یک سیاست آلاکلنگی بالا و پایین شده است؛ یک وزیر گفته با توجه به کمبود آب، نکاریم یا کمتر بکاریم، دیگری گفته است تا آخرین قطرۀ آب بکاریم، وزارت نیرو هم گفته است شما صلاحیت حفظ منابع آبی و تنظیم میزان استحصال و مصرف آب را ندارید، پس بیل باید دست من باشد.

به واقع هیچکدام از وزرای متولی کشاورزی مملکت در هیچ مقطعی شرایط و ویژگی های تجارت و بازارهای جهانی را درک نکرده اند و از ظرفیت های عینا موجود و اجتناب پذیر رقابت های بازرگانی غلات و سایر فراورده های دام و طیور بهره نگرفته اند. در هیچ دوره ای از سیاست ورزی در کشاورزی یک وزیر نتوانسته است مقتدرانه از مبادلات علمی و دستاوردهای جهانی در عرصه علوم کشاورزی برای تقویت زیرساخت ها اعم از بذر و درختچه و نشا گرفته تا اسپرم یا جنین نژادهای تجاری در دام و طیور و آبزیان مستقلانه دفاع و از ارز ارزان ترجیحی برای این بخش استفاده کند زیرا وزرا، مرعوب سیاست های شعاری جاری بوده اند و کشاورزی مملکت قربانی تامین مصرف با نادرست ترین شیوه های بازرگانی داخلی شده است.

گرچه از هدف نگارش این مقاله دور شدیم، ولی به خبری اشاره می کنیم که به نقل از مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری جنوب کرمان از آبگیری 95 درصد از 95 سازه آبخیزداری در هفت شهرستان استان کرمان و ذخیرسازی 75 میلیون متر مکعب آب یاد می کند. این اتفاق و دهها اتفاق دیگر طی نیمه دوم سال 1399 تاکنون در حالی است که در یک مقطع اساس اعتبارات این بخش سرنوشت ساز در کشاورزی حذف شده بود یا بسیار ناچیز بود، چرا؟ به دلیل همان بیلی که ذکر خیر آن رفت.

حال کافیست وزیر کنونی که به گفته خود هر روز صبح و بعضا تا پاسی از شب در قرارگاه های امنیت غذایی سنگرداری می کند دستور دهد یک کار مطالعاتی با موضوع مقایسه میزان هزینه های صرف شده برای این تعداد سازه آبخیرداری با هزینه های یک سد متوسط در منطقه و نتایج مثبت و منفی هر کدام توسط یک گروه محقق متخصص بی طرف انجام شود و نتایج آن نه در جزوه های محرمانه سرگردان بر روی میزهای این یا آن وزارتخانه، بلکه به صورت ساده و گویا توسط رسانه ها انتشار و فرهنگ سازی شود.

خلاصه کلام اینکه دکتر ساداتی نژاد که برای بررسی خسارت سیل به کرمان سفر کرده است، علاوه بر تلاش برای تامین خسارت کشاورزان سیل زده، در این مسئله هم مداقه کند که چه باید کرد تا سیل های تکرار پذیر این چنینی که غالبا یک تهدید هستند به فرصت تبدیل شوند و در کنار 5 راهبرد اعلام شده یک راهبرد «پرداختن به زیرساخت های کشاورزی» اضافه کند.

منصور انصاری

 

با کلیک روی تصاویر زیر, به شبکه های اجتماعی کاج پرس بپیوندید:                                                                                 

 

        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .