پنجشنبه, ۰۷ مهر ۱۴۰۱

تحلیل روز:

اقتدار در مذاکره مستقیم است!

اقتدار در مذاکره مستقیم است

 

شنبه 12 شهریور 1401        16:01

آنچه در پی می خوانید؛ رهیافتی نظری و شیوه ای دست یافتنی در جهت حفظ اقتدار و منافع ملی کشورمان بدون اتکا به این یا آن قدرت در مذاکرات موسوم به برجام است که هنوز آخرین دور رد و بدل کردن پیام های آن به صورت کتبی میان ایران و آمریکا و از طریق اروپا در جریان است. مقاله ای که ده ماه پیش یعنی 12 آبان ماه سال گذشته در رسانه ها و بعضی سایت های خبری انتشار یافت. این مطلب، در همان زمان پیشنهاد داده است که اگر اراده ای واقعی برای حل مسالمت آمیز این مناقشه وجود دارد، نباید توافق با آمریکا، از طریق واسطه های کم توان و ناکارآمد امتحان پس داده اروپایی و یا کشوری مانند چین که از هر مناقشه، رخداد سیاسی یا فرصت اقتصادی برای دست یابی به هژمونی برتر جهانی بهره می گیرد، یا روسیه که تمام دیپلماسی خارجی اش امتیازگیری از آمریکاست صورت گیرد. این مطلب بازنشر می شود زیرا هنوز دارای پیام مذاکره مستقیم برای برجام است که به قول جوزف بورل سیاستمدار کهنه کار و مسئول سیاست خارجی اروپا میلی متری شده است. زیرا اگر برجام امضا شود، لامحاله وارد مناسبات مستقیم با آمریکا خواهیم شد. 

کاج پرس - 13/ 08/ 1400
تعلل و به عقب انداختن یک اقدام سیاسی یا مذاکره ای که اکنون به مناقشه ای برجسته در عرصه دیپلماسی میان کشورهای عمده جهان تبدیل شده، به همان اندازه که ممکن است برای دست یابی به این یا آن هدف در عرصه اقتدار ملی دستاورد داشته باشد، این عارضه را نیز دارد که در چرخه دیپلماسی و معادلات پیچیده روابط و مناسبات بین المللی کنونی به بن بستی زیان آور یا موضوعی لاینحل تبدیل شود زیرا عرصه سیاست، سیال، متحرک و پویاست.
 توام با این سیاست که گفته شود «با تعلل می توانیم از اینجا به آنجا برسیم تا با دست پر و از موضع بالا وارد مذاکره شویم»، باید این ارزیابی را هم داشت که طرف مقابل یا طرف های درگیر هم با تخمین، ارزیابی، پیش بینی یا دست یابی به اطلاعات و آنچه قرار است آشکار و پنهان انجام گیرد، تدابیری اتخاذ کنند یا اقداماتی برای مقابله و دست یابی به موضعی برتر انجام دهند.
 در مذاکراتی حساس و جلوی چشم چون برجام که دامنه بازیگری محدودی دارد و حداقل حدود دو دهه، موضوع مذاکره و مقابله و عرصه ای از مناقشه بوده است، به کارگیری اصل غافل گیری بسیار غیرموثر است و الزاما باید با تصمیماتی فراتر از آنچه گفته می شود که "اگر آنها این کار را بکنند ما هم آن کار را خواهیم کرد"، وارد میدان شد و مذاکره برای توافق را با شاخص های برتری همچون حفظ اقتدار و منافع ملی در میدان نبرد و مقابله جویی پیش برد.
 لازمه استفاده از این دو مؤلفه قدرت به عنوان قطب نمای رویارویی، بر این اصل استوار است که بپذیریم اشتباه بزرگی است هر آینه فکر کنیم برای توافق بُرد بُرد با کشوری که طرف اصلی مناقشه است می توانیم از طریق واسطه های ناتوان و ناکارآمد امتحان پس داده که فقط نقش پیغام بر و پیغام آور دارند کار را دنبال کنیم.
 مذاکره از طریق واسطه هایی این چنینی که بیش از تلاش برای حل مناقشه و دست یابی به یک توافق پایدار، به سهم بری بیشتر برای خود فکر می کنند به نتیجه مطلوب و یا حتی حداقل مطلوب، نمی رسد. مثلا وقتی پای کشورهای واسطه ای چون اروپا در میان است، صحنه بازی را به گونه ای ترسیم می کنند تا بتوانند ضمن تامین بخشی از منافع خود، بعضی شکاف های درون منطقه ای یا اختلافاتشان با آمریکا را نیز حل کنند.
 اصولا باید گفت اقتدار ایران در این نیست که بخواهد موضوع مذاکره مناقشه آمیز برجام را از طریق واسطه های ناتوان اروپایی، کشور قدرتمندی چون چین که از هر مناقشه سیاسی یا فرصت اقتصادی برای دست یابی به هژمونی برتر جهانی بهره می گیرد یا روسیه پوتین که که بخش عمده ای از سیاست خارجی اش امتیاز گیری از آمریکاست ، حل و فصل کند.
 ایران در جایگاه یک کشور مقتدر می بایست مسئله اش را با دشمن اصلی اش در یک عرصه رو در رو و به طور مستقیم حل کند و فراتر از آن، صحنه بازی را به گونه ای تغییر دهد که کشورهای اروپایی یا حتی چین و روسیه در این بازیگری برای دست یابی به منافع خود، که اکنون به راحتی در دسترس دارند، تلاش کنند و به ایران نزدیک و متوسل شوند؛ نه مثل اکنون که قضیه برعکس شده و ایران می خواهد نظر مثبت این کشورها را به دست آورد، در نتیجه هر یک از بازیگران می کوشند با کارت ایران از آمریکا امتیاز گیری کنند و در زمین بازی ایران برای خطاهای آمریکا سوت بزنند.
حتی بعضی از صاحب نظران و سیاستمداران می گویند ترامپ غیر متعارف و عظمت طلب، با شعار «اول، آمریکا» و این باور که تحریم های شدید غیر انسانی اش ایران را به میز مذاکره کشانده، اما چین و روسیه و اروپا منافع این توافق را به جیب زده، دارند می زنند و خواهند زد، میز مذاکره را واژگون کرد!
حال که "بایدن" به هر دلیل از جمله شکست توام با سرشکستگی در افغانستان، ایران را به میز مذاکره دعوت می کند، باید از تغییر مثبت به وجود آمده در صحنه جهانی به نفع ایران سخن گفت و بهره گرفت.
از سوی دیگر، همین کشورهای اروپایی، روسیه و غیر اروپایی به ویژه چین که در ظاهر نقش واسطه دلسوز و فعال برای دست یابی به توافقی به نفع ایران دارند، در راهبردهای خود به شدت نگران مذاکره مستقیم
ایران با آمریکا و فراتر از آن برقراری ارتباط دیپلماتیک میان این دو کشور هستند زیرا موجب می شود آنها در این صحنه مهم جهانی به حاشیه رانده شوند.
در دنیای امروز، تمامی کشورها در عرصه بازرگانی و دیپلماسی با یکدیگر در ارتباط هستند و تنها معدودی کوچک و کم اثر روابط دیپلماتیک با دیگر کشورها ندارند.
در شبکه‌های اجتماعی به ما بپیوندید:
https://t.me/kajpress00
https://www.instagram.com/kajpressnews
 
 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .