یکشنبه, ۱۲ تیر ۱۴۰۱

ضرورت اتخاذ راهبرد اساسی افزایش میانگین تولیدات کشاورزی برای کاهش قیمت تمام شده

 

 

 

کاج پرس- 01/ 04/ 1401

وقت آن است خارج از تمام برنامه های اعلام شده وزارت جهادکشاورزی، اقتصاد کلان سیاسی کشاورزی کشور، راهبرد افزایش میانگین تولیدات کشاورزی برای کاهش قیمت تمام شده محصولات را برای کمک به کشاورزان، مصرف کنندگان و همچنین رقابت در صادرات؛ طراحی و دنبال کند.

اتخاذ این راهبرد اساسی و تعیین کننده یکی از اجتناب ناپذیری های شرایط اقتصاد جهانی کشاورزی است که اینک به برآمد سیاسی رسیده است. طی سه دهه گذشته و به تدریج موضوع محدود شدن منابع اصلی تولیدات کشاورزی یعنی آب و خاک در صحنه اقتصاد سیاسی جهان مطرح شده است و در کنار این محدودیت از سوی استراتژیست ها و آینده پژوهان جهان مباحث حفظ بیشتر محیط زیست، کاهش گازهای گلخانه ای و گازهای متصاعده در فضاهای بزرگ پرورش دام های سبک و سنگین روز به روز کشاورزی کشورها را در تنگنا قرار داده است.

از سویی، علاوه بر این محددویت های ناگزیر، افزایش سطح رفاه و بهبود تغذیه و مصرف در کشورهای مختلف پرمصرف با جمعیت های عظیم، همانند هندوچین را نیز باید اضافه کرد.

باید گفت، موضوع در عرصۀ آب و خاک به دلیل خشکسالی های مداوم و تغییرات اقلیمی در خاورمیانه و در بُعد مصرف آب و پایین رفتن سفره های آب زیرزمینی به عنوان یک دلیل بارز محدود کردن کشاورزی مطرح شد. سه دهه گذشته جهان را باید سالهای برآمد توجه به کشاورزی نام گذاری کرد.

پیش از این و در دهه های اولیه قرن 20 در عرصۀ کشاورزی "تا می توانی بکار" شعار جهانی بود، گرچه بشر هرگز فکر نمی کرد روزی در کره ای خواهد زیست که با بحران محیط زیست مواجه شود، رقابت دیوانه وار و یورش بی مهابا صنعت و کارخانه های دودکشی به عرصه های ناب طبیعت در رقابت بی پایان و پرولع تولید کالا و تسخیر بازارهای جهانی و ثروت اندوزی و پاک سازی جنگل های انبوه، به عنوان ریه های کره زمین را عریان، مراتع انبوه و تجدیدپذیر را نابود و تعادل اکوسیستم را به طرز بی رحمانه ای بهم ریخت.

جنبش نابخردانه تخریب جنگل ها و مراتع از جانب آقای جهان آن روزها، یعنی صنعت، عرصه را برای کشاورزی امروز تنگ کرد.

غرور، تکبر و تبختر بشر دهه اول و دوم قرن گذشته؛ تا آنجا بود که تولید طبیعی و ارگانیک کشاورزی و دامداری تحقیر می شد و معرکه گیرانی بودند که سخن از تولید گوشت مرغ و قرمز و بسیاری از محصولات کشاورزی از مشتقات نفت می کردند که گفته هایشان غالبا تیتر اول رسانه های طرفدار پیشرفت های صنعتی می شد. این روند چنان پرشور و بی مهابا ادامه یافت که اینک بشر به رغم دارا بودن صنایع فراوان و تکنولوژی های حیرت آور با موضوع محیط زیست؛ برای نفس کشیدن و تامین غذا برای تمامی آحاد کره خاکی با مشکل مواجه شده است.

در چنین جهانی و با این مصائب تکانه ای چون جنگ روسیه علیه اوکراین و طولانی شدن آن موضوع کمبود غله و آذوقه برای کل جهان را برجسته کرده است.

لذا اندیشه های علمی در جهت حفظ منابع آب و خاک و تامین غذایی سمت گیری کرده اند که چگونه می توانیم با کمترین سطح زیر کشت و کمترین آسیب به این منابع و محیط زیست، بیشترین محصول را داشته باشیم و به زبان علوم کشاورزی میانگین تولید در واحد سطح مزارع و باغات و ضریب تبدیل و فرآوری در واحدهای دام و طیور و آبزیان را بگونه ای افزایش دهیم که ناگزیر نشویم خاک بیشتری را زیرکشت ببریم یا منابع آب را بیش از این هدر دهیم.

این بحث طی سه دهه در کشور ما به صورت حاد و جدی و بعضا میان طرفداران بیشتر بکاریم و صاحب نظرانی که می گویند کمتر ولی بهتر بکاریم؛ مطرح شده و حتی در قالب مناقشه و گفتگوهایی نه چندان مدارا جویان گسترش یافته است.

اما واقعیت این است سیاست گذاری وزارت جهادکشاورزی به دلیل مسئولیت سنگین تامین امنیت غذایی تغییر رویکردها در سیاست های کاشت، افزایش بهره وری و کاهش تلفات در واحدهای دام و طیور است.

دردناک است گفته شود در هیچ جای جهان به اندازه کشور ما فاصله میان راندمان تولیدات کشاورزان نمونه با متوسط تولید کشور زیاد نیست! یعنی اختلاف رقم ها آنچنان حیرت آور است که هر کارشناس بی طرف و خارجی را به این پرسش می کشاند که آیا این تولیدات در دو اقلیم و دو سرزمین متفاوت حاصل شده است!؟

به عبارتی شاهد هستیم یک گندمکار نمونه در استان قارس با فاصله اندکی از یک کشاورز دیگر در همان منطقه با اقلیم و حتی آب یکسان تفاوت راندمان تولیدی زیادی دارند.

از این بحث که سال ها است تکرار می شود، می توان چنین نتیجه گرفت که ما با تمام ظرفیت کیفی خود تولید نمی کنیم و این «چرا» مطرح می شود که در دو واحد مرغداری تقریبا همجوار و از یک نژاد طیور؛ یکی دارای ضریب تبدیل 2.2 و دیگری 1.7است، لذا برنامه ریزی و سیاست گذاری باید روی این «چرا» متمرکز شود.

چرایی که می پرسد؛ به چه دلیل علمی اختلاف میانگین تولید در واحد سطح با متوسط تولید نمونه های کشور طی 10 سال گذشته فاحش بوده است؟

اگر برنامه ریزی و سیاست گذاری به این «چرای» تاریخی برای کشاورزی کشور پاسخی متقاعد کننده بدهد، آنگاه می توان با جرئت گفت؛ افزایش متوسط میانگین محصولات در واحد سطح یا واحدهای تولیدی دامپروری، اعم از دام سنگین، سبک و طیور در زنجیره های مختلف موجب کاهش قیمت تمام شده، فراوانی و ارزانی برای مصرف کنندگان خواهد شد.

نکته حائز اهمیت دیگر اینکه سیاسی کردن کشاورزی و اصرار زیان بخش بر روی این یا آن بذر اصلاح شده داخلی و خارجی یا فلان نژاد طیور دست پخت داخل؛ نه تنها در راهبرد نهایی، امنیت غذایی کشور را تامین نمی کند بلکه همواره امنیت غذایی را از نظر پایین بودن قیمت و فراوانی در مخاطره قرار می دهد.

تکیه سیاسیون بر تئوری واقع گرایی تهاجمی در سیاست و روابط و مناسبات بین المللی و تسری آن به کشاورزی، خطای بزرگی است که در دهه های آینده زیان بخش بودن آن جبران ناپذیر خواهد بود! زیرا برعکس سیاست که امکان تغییر عناصر و شاخص های آن فوری و در یک اتخاذ تصمیم رخ می دهد در کشاورزی با توجه به شرایط زمینی، اقلیم و شیوه های تولید؛ جایگزینی این یا آن نژاد پربازده بجای یک نژاد کم بازده سال ها طول می کشد.

راهبرد تغییر رویکرد به سمت افزایش بهره وری در واحد سطح را که معضل صرفه اقتصاد در تولید و فراوانی و ارزانی محصول را به دست می دهد؛ باید از چنبره سیاسی کاری خلاص کنیم.

منصور انصاری

 

------------------------------------

به شبکه های اجتماعی ما بپیوندید:

کانال تلگرام: http://www.t.me/kajpress00

پیج اینستاگرام: https://www.instagram.com/kajpressnews

 

 

 

 

 

  

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .