دوشنبه, ۰۷ اسفند ۱۴۰۲

 بازخوانی ریشه ها و بنیان های صنعت مرغداری؛ به مناسبت یک نکوداشت

GHOFLI00 

جمعه سی ام تیر 1402

کشاورزی آینده جهان:

با همت «شرکت تعاونی صنایع مرغ مادر ایران» و «فدراسیون طیور ایران» در مراسمی با حضور تعدادی از بنیانگذاران فعال صنعت مرغداری و کوشندگان خستگی ناپذیر این صنعت مهم و تعیین کننده در عرصه تامین امنیت غذایی کشور در بخش خصوصی، طی مراسمی از «دکتر قفلی» خیر مدرسه ساز سرشناس با سابقه کم مانند ساخت 80 واحد مدرسه یک کلاسه تا 14 کلاسه و جلب نظر و حمایت بالغ بر 50 هزار نفر از خیرین داخل و خارج کشور تجلیل شد.

دکتر قفلی با پیشقدمی خود، توانست با اعتباری حدود 8 هزار میلیارد تومان توسط این طیف گسترده خیرین، باب نوینی در عرصه خیر عمومی فارغ از هر گونه حمایت دولتی در جامعه کنونی ایران مفتوح کنند که در تاریخ سرزمین ما بی مانند است. همچنین در این مراسم از زنده یاد حاج «فریدون کارون» که اقدامات ارزشمند و ماندگار بسیاری برای جامعه دامپزشکی انجام داده است تجلیل شد.

حاج فریدون کارون یکی از شخصیت هایی بود که از دانشجویان دامپزشکی حمایت می کرد و سمت های بسیاری در این عرصه بر عهده داشت که جداگانه در انتهای این گزارش به آنها اشاره خواهیم کرد. در این گزارش همچنین تصاویری از مراسم ارائه شده است که در پایان می توانید ببینید.

مراسم از 7 تا 11 شب در یک فضای بسیار صمیمی میان پیشکسوتان صنعت با کمک یکی از مجریان فرهیخته با توانایی قابل تحسین در عرصه ادبیات کهن ایران زمین و طرح تمثیل و استعاره هایی از بزرگان ادب فارسی همچون حافظ و سعدی به صورت موجز و مختصر و ذکر نکته های برجسته از زندگی این دو بزرگوار ادامه یافت.

همچنین مهندس داوود رنگی، سید مصطفی مصطفوی و خانم دکتر آلاله کارون، فرزند برومند مرحوم کارون که هم اکنون مسئولیت شرکت بازرگانی کارون را بر عهده دارد، مهندس پورسمر و در نهایت سخنان ارزشمند و خاطره انگیز دکتر قفلی در این مراسم سخنرانی های مختصری داشتند که به ویژه سخنان دکتر قفلی، حاضران در سالن را به شوق و ذوق بسیار آورد؛ حاضرانی که خود بخشی از سرنوشت صنعت مرغداری بودند و هر یک با نوعی نوستالژی از خاطرات سال های دهه 30 تاکنون در صنعت مرغداری یاد می کردند.

این مراسم و حضور صمیمانه صاحبان صنعت در بخش خصوصی، حکایت از ریشه های درخت کهنسال و استواری داشت که آشکار می سازد صنعت مرغداری با همه مصائب و دشواری ها و دخالت های دولت و آسیب هایی که دیده است پابرجاست و با قدرت برای عرصه تحول ایستاده است.

برای ثبت در تاریخ و تحلیل رسانه ای از دکتر قفلی و حاج فریدون کارون، زندگینامه ارزشمند این دو بزرگوار را منعکس می کنیم.

گفتنی است «شرکت تعاونی صنایع مرغ مادر ایران»، هزینه های این مراسم را تأمین کرده بود.

منصور انصاری

دکترای علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

زندگینامه دکتر ناصر قفلی:

دکتر ناصر قفلی، خیّر مدرسه ساز کشور در تاریخ 1/11/1315 در مشهد مقدس در خانواده ای هشت نفره و متدیّن متولد شد و بعد از گرفتن مدرک دیپلم در سال 1337 برای ادامه تحصیل به کشور آلمان رفت و در سال 1343 پس از گذراندن دوره مهندسی کشاورزی و دکترا در رشته مرغداری، بخصوص بیماری های مربوطه به همراه همسرش «رزماری» به ایران بازگشت.

ایشان از بدو ورود به استخدام وزارت کشاورزی درآمده و در جوجه کشی نارمک مشغول به کار شد ولی هم زمان به دنبال خرید مرغداری مناسب جهت پرورش مرغ مادر شرکت «لوهمان» به نام «نیکلزا لوهمان» هم می رود و اولین گله مرغ مادر همراه با متخصص مربوطه را از آلمان وارد کشور می نماید.

با تلاش و درایت ایشان، بلافاصله سندیکای تولید کنندگان جوجه یکروزه گوشتی و تخمی نیز راه اندازی می شود که اولین هیئت مدیره این سندیکا بزرگانی از صنعت بودند شامل آقایان روشن ضمیر، اخوی، دانیال پور، باقر زاده و خود ایشان.

از مهم ترین دستاوردهای این سندیکا هم این بود که از طریق سندیکا جلوی ورود جوجه یکروزه و تخم مرغ نطفه دار از خارج گرفته شد و به دنبال آن واردکنندگان مجبور شدند به جای این اقلام، مرغ مادر را وارد کنند و به این طریق تولید داخلی جوجه یکروزه رونق گرفت.

برای توسعه صنعت مرغ مادر، دانشجویان رشته کشاورزی و دامپروری هر هفته به مرغداری ایران آلمان که حاصل زحمات ایشان بوده و به طریق مدرنی اداره می شد می آمدند و راهنمایی های لازم را دریافت می کردند. شرکت ایران آلمان در تهران و قزوین جمعا ظرفیت 500 هزار مرغ مادر همراه با 30 ماشین جوجه کشی کارخانه دان و کارگاه ساخت لوازم مرغداری را مالک بود که متاسفانه در سال 84 به علت بیماری آنفلوآنزای فوق حاد طیور و مشکلات جدی ناشی از آن شرکت تصمیم گرفت مرغداری تعطیل کند.

ایشان از سال 1370 تصمیم به ساخت یک بیمارستان برای مردم می گیرد و این تصمیم خود را با برادرشان حبیب الله قفلی که رئیس جامعه خیّران کشور بود مطرح می کند ولی در ذهن برادر ایشان آرزوی ساخت مدرسه رویای شیرین تری بود چون ایشان یک بار به همراه پدر هنگام عبور از میدان طبرسی مشهد می بیند که پدر با دیدن تابلوی دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ آرزو می کند که اگر روزی توانایی مالی داشت همچون حاج تقی آقا بزرگ در راه خیر پیشقدم باشد.

با شنیدن خواستۀ دکتر ناصر قفلی، گویا همان آرزوی پدر دوباره برای برادر ایشان تداعی شده و این موضوع را با دکتر ناصر قفلی در میان گذاشته و از کمبود فضاهای آموزشی در منطقه قاسم آباد مشهد برایشان نقل می کند و همین امر باعث می شود که به همراه برادر به مناطق مختلف مشهد سر زده و تصمیم گرفتند با توجه به کمبود مدارس در محدوده قاسم آباد و الهیه این منطقه را برای ساخت مدرسه انتخاب کنند. در شروع برای ساخت یک مدرسه که 12 کلاس داشته باشد اقدام کردند و این گونه الهیه مشهد نقطه ی شروع برای تحقق یک آرزو شد.

اولین مدرسه را به نام مادرشان بی بی سلطنت قفلی و در فاصله ای کوتاه دومین مدرسه راهنمایی پسرانه را به نام پدرشان عبدالحسین قفلی نیز تاسیس نمودند.

بیش از 80 واحد یک کلاسه تا 14 کلاسه حاصل تلاش مدرسه سازی ایشان تا امروز است و پسر ایشان «کریم علی قفلی» نیز همچون پدر در این راه قدم گذاشته و یک مدرسه در تهران به نام کریم علی قفلی و نیز یک نهارخوری در هنرستان کشاورزی امام صادق (ع) ساخته اند.

دکتر ناصر قفلی چند سال است که رئیس جامعه خیرین مدرسه ساز بوده و توانسته است فضایی فراهم کند که از این طریق بیش از 50 هزار نفر از خیرین داخل و خارج کشور با آوردن بیش از 8 هزار میلیارد تومان در سال، اتفاق مهمی را در گسترش این فعالیت خداپسندانه رقم بزند. مانا و مستدام باشند و راهشان برقرار.

زندگینامه حاج فریدون کارون

فریدون کارون، مرد بزرگ حوزه دارو و واکسن های دامپزشکی کشور و خير نیکنام، در سال ۱۳۱۲ در دهستان سنگده جزء دو دانگه ساری استان مازندران از پدر و مادری شهمیرزادی متولد شد؛ شش ساله بود که از نعمت پدر محروم شد و یکسال بعد هم مادرش از دنیا رفت. کارون در دامان مادربزرگی طبیب تربیت شد.

وی شش سال ابتدایی را در مدرسه منوچهری در شهمیرزاد به تحصیل پرداخت، سپس بلافاصله بعد از آخرین امتحان سال ششم دبستان در تاریخ ۲۷/۰۳/۱۳۲۷ نزد دایی خود، در یک مغازه بنکداری در پل سفید مشغول به کار شد و از آن پس تحصیلات خود را به صورت حضوری در مدارس شبانه و امتحانات متفرقه ادامه داد. در همین اثنا با فردی بسیار شریف به نام مدیر نادری آشنا شد و با بهره‌مندی از کمک‌ها، محبت‌ها، مساعدت‌ها و آموزش‌های ایشان موفق به ادامه تحصیل گردید ولی از حسرت های او بود که نتوانست تحصیلات عالیه داشته باشد.

بعد از چند سال شاگردی در مغازه، در صدد برآمد که شغل پدر که تجارت چوب بود را دنبال کند و پس از یک سال شروع به خریداری جنگل نمود و چوب ها را به خریداران و از جمله یک شرکت سوئدی به نامSentab که در تهران فعالیت داشت می‌فروخت. اما پس از چندی به این نتیجه رسید که به جای قطع درختان و صادرات آن به کشورهایی نظیر ایتالیا که بعد از فرآوری به چندین برابر قیمت به خود ما فروخته می شد، از جنگل به صورت بهتری بهره برداری کند.

با جلب سرمایه گذاری شرکت Sentab سوئد و با استفاده از تکنولوژی‌های اروپا طرحی را برای ایجاد کارخانه در جنگل با هدف تولید محصولات چوبی نظیر در، پنجره، روکش در، میز، صندلی و کاغذ و کارتن از ضایعات چوب سپس صادرات محصولات فوق به سراسر دنیا را پیشنهاد کرد. اما به دلیل بی تجربه بودن؛ اخذ مجوز و تکمیل این طرح با وارد کردن تکنولوژی سه سال به طول انجامید و مصادف شد با بهمن ماه سال ۱۳۴۱ که جنگلها را ملی اعلام کردند و در نتیجه کل دارائی او به پنج هزارم تقلیل پیدا کرد. پس از فروش چوبهای موجود و سایر دارائی های موروثی و حتی خانه شخصی، یک میلیون و ۷۶۲ هزار تومان برای او بدهکاری باقی ماند و سازمان جنگلها هم حتی اجازه کار در جنگلهای سابق خودش را به او نداد و فعالیت در کار چوب و جنگل از اوگرفته شد .

حاصل ازدواج حاج فریدون کارون سه دختر است که هر سه تحصیلات عالیه دارند به نام پریسا، پرستو و آلاله . اولی مدیریت بازرگانی خوانده است، دومی پرستو PHD فارماکولوژی با گرایش نوروساینس از دانشگاه UCL لندن دارد و دختر کوچک آلاله، فارغ التحصیل پزشکی است که چندین سال است مسوولیت شرکت بازرگانی کارون در ایران را بر عهده دارد.

فریدون کارون در خاطراتش، رفتنش به خوزستان را این طور شرح می دهد: در سال ۱۳۴۲ پس از یک سال خانه نشینی به پیشنهاد یکی از دوستان برای ایجاد مرغداری به خوزستان رفتم.

در خوزستان یک واحد دامداری اختصاصی شرکت نفت به نام «دیری فارم» وجود داشت که 1000 قطعه مرغ تخم گذار و ۱۰۰ راس دام شیری داشت و شرکت نفت آن را منحصرأبرای تامین نیاز اعضای خودش راه اندازی کرده بود. آن موقع، مرغداری صنعتی در تهران بود اما در خوزستان به جز یک واحد مرغ گوشتی به نام زرین طیور به مدیریت آقای جواد احسان، مرغداری صنعتی دیگری وجود نداشت، بنابراین مرغداری صنعتی را در خرمشهر پیاده کردیم ولی اهالی آبادان و خرمشهر رغبتی به مصرف مرغ های صنعتی (مکینه ای) نداشتند و از آن ها به عنوان مرغ ماشینی یاد می کردند. او می گوید: «مرغ ها روی دستمان مانده بود و داشت فاسد می شد؛ به همین دلیل با ساندویچ فروشی ها صحبت کردم که مرغ را بپزند و با ترشی، سبزی و پیاز ساندویچ درست کنند و از این طریق ۷۰-۶۰ تا مرغ که هر کدام نزدیک به دو کیلو گوشت داشتند را به این ساندویچی دادم و به این ترتیب مرغ هایمان را به زحمت فروختیم».

یکی از روش های تبلیغ ما پخت جوجه کباب بود که آقای نورالدین حسینی صفت (جوان صمیمی و فعال) را به مدت یکماه به جوجه کبابی حاتم فرستادیم تا آموزش درست کردن جوجه کباب ببیند و در قبال این آموزش قرار شد ۲ هزار تومان پول، یک باکس سیگار وینستون و یک بسته چای گلابی به استاد کباب پز بدهیم. این آموزش ۲۵ روز طول کشید تا ایشان جوجه کباب پز ماهری شدند.

از این پس برای ورود به باشگاههای شرکت نفت که از خرید جوجه های ما امتناع می کردند از هیئت مدیره باشگاهها به همراه خانواده هایشان و مدیران سایر قسمت های شرکت نفت به اتفاق خانواده دعوت می کردیم و در خود فارم در حضور آنها جوجه ها آماده و کباب می شد و پذیرائی می شدند. در نتیجه به کیفیت خوب جوجه آگاهی پیدا کردند و ما توانستیم در اندک زمانی تمام باشگاه های شرکت نفت را یکی بعد از دیگری به تسخیر خود درآورده و قرارداد ببندیم و جوجه هایمان را به فروش برسانیم.

کارون از روش خلاقانه دیگر خود برای تبلیغ مرغ ماشینی نام برد که آن استفاده از حاجی فیروزها در سطح شهرها برای تبلیغ مرغ ماشینی بود. وی اظهار داشت: چون نزدیک ایام عید بود، آمدم تهران و سه نفر حاجی فیروز را پیدا کردم؛ با آنها قرار مدار گذاشتم و با خودم به آبادان آوردم که کار تبلیغاتی انجام دهند. به آنها از چند روز آخر سال لباس مرغ و خروس رنگین می پوشاندیم و از این سر بازار تا در مغازه اشعار زیر را می خواندند:

حاجی فیروزه/ سالی یه روزه/ عید نوروزه/ مرغ کارون خیلی خوشمزه/ پاک و پاکیزه/ زود می پزه/ خانم بخر آقا بخر/ عید شما مبارک

کارون می گوید: بعد از تبلیغات تلویزیونی نتیجه خوبی گرفتیم و در حالیکه با 500 جوجه شروع کردیم در اواخر سال 1343 در روزهای عادی 200 قطعه و شب های جمعه تا 700 قطعه رسید که تولید مرغداری جوابگوی درخواست مشتریان نبود و کسری را از تهران با یخ خشک، از طریق راه آهن تامین می کردیم.

در همین اثنا بود که در شرکت نفت برای مرغ تخمگذار مناقصه گذاشتند و ما هم شرکت کردیم و از آنها خواستیم که در سردخانه خودشان مرغ ما را نگهداری کنند زیرا ما سردخانه نداشتیم. شرایط شرکت در مناقصه شرکت نفت؛ مرغ کُشته، پرکنده، شکم خالی و یخ زده بود اما بعد از شرکت در این مناقصه متوجه شدیم آنها مرغ های وکیوم با بسته بندی شیک از انگلستان می آوردند و مرغ ما بدون بسته بندی عرضه شده بود. آنها به دلیل بسته بندی نداشتن مخالف خرید مرغ ما بودند اما بالاخره ما آنها را مجاب به خرید مرغ گوشتی کردیم و در این مناقصه پیروز شدیم. شرکت نفت به خرید مرغ صنعتی تولید داخلی راضی و انحصار خرید مرغ تولید خارجی شکسته شد و شرکت نفت از ما خرید کرد.

برای گسترش بیشتر فروش به فکر کشتی هایی که به خلیج فارس می آمدند افتادیم که بعد از پهلو گرفتن در ایران 100 تا 200 کیلو و گاهی بیشتر گوشت مرغ خرید می کردند و پس از فروش به خطوط کشتیرانی ما جزایر خارک، لاوان و جزایر دیگر خلیج و سرتاسر استان خوزستان را تحت پوشش قرار دادیم.

کارون می گوید؛ از سال 1347 که به دلیل بیماری مالاریا خوزستان را ترک می کند، بعد از بازگشت از اروپا به تهران می رود و وارد کار فروش دارو و مکمل غذایی می شود. بعد از آن در سال 1348 با شرکت دارویی دام و طیور که وارد کننده داروهای دامی بود فعالیت خود را آغاز و تا حد مدیر فروش پیش می رود.

وی می گوید: با شرکت پولت و مهر آذین با شادروان موسی منتظر امامی همکاری داشتیم که این همکاری تبدیل به دوستی و روابط صمیمی خانوادگی شد. نهایتا در اصفهان با زنده یاد امامی که شرکت بهارش را تاسیس نمودند همراه بودم. در سال 51 به دلیل مسائل شخصی از اصفهان به تهران آمدم و به خرید و فروش جوجه یکروزه گوشتی پرداختم و باقیمانده سال 51 با شرکت پولت که آقای کامران خریده بود همکاری داشته و در بهمن 51 اقدام به تاسیس دفتر بازگانی کارون و اجاره محل دفتر در میدان توحید نمودم.

او می گوید: از سال 1352 تا 1359 به علت کمبود داخلی اقدام به واردات جوجه یک روزه گوشتی و تخم مرغ نطفه دار از کشورهای هلند، یوگسلاوی، کروواسی، اتریش، مجارستان و اسپانیا کردیم. همزمان تخم مرغ نطفه دار را از پروردش دهندگان مرغ مادر گوشتی داخلی خریداری و تبدیل به جوجه می کردیم که مجموع واردات و تولیدات داخلی ما در اوج فعالیت تا 5 میلیون قطعه جوجه گوشتی یک روزه در ماه رسید و این محموله ها از طریق سیستم حمل و نقل سازمان یافته بسیار منظم و مرتب به سراسر ایران فرستاده می شد.

این کار علاوه بر تامین کمبود جوجه مورد نیاز کشور در حقیقت عامل تولید حدود 7 میلیون کیلو گوشت مرغ در ماه بود و یکی از منابع مهم پروتئینی مورد نیاز کشور را تامین و زمینه ساز تداوم مصرف گوشت مرغ صنعتی شد.

در سال 1355 یک دفتر دارویی کوچک با نام آلاله در جنب بازرگانی کارون ایجاد کردیم که به مشتریان، جوجه های یک روزه و دارو و واکسن های طیور ارائه می کردیم. در سال 1355 همکاری خود را با شرکت پلیوا آغاز نمودم که بعدها به وترینا تغییر نام داد و اکنون با نام جنرا فعالیت دارد که این همکاری تا امروز هم ادامه دارد.

در سال 1365 از طریق اتاق بازرگانی با شرکت فنیکس فارماسوتیکال و سپس از طریق فنیکس با کلا لابراتوریا بلژیک آشنا شدیم و این روابط تا امروز هم ادامه دارد.

نمونه ای دیگر از فعالیت های فریدون کارون

همراهی با سایر دست اندرکاران برای راه اندازی آموزشکده شهمیرزاد، ارتباطات دیرباز و صمیمانه با جامعه دامپزشکان ایران، تلاش و پیگیری برای تاسیس انجمن صنفی واردکنندگان دارو و مواد بیولوژیک دام در سال 1382، رئیس هیات مدیره اولین دوره انجمن صنفی وارد کنندگان دارو و مواد بیولوژیک دام، علاقمندی و پشتیبانی همیشگی از دامپزشکی و دامپزشکان و مشارکت در اکثر جشن های فارغ التحصیلی دانش آموختگان دانشکده های دامپزشکی و مراسم بزرگداشت چهره های ماندگار دامپزشکی، مشارکت در تاسیس شرکت کشت و صنعت شهمیرزاد در سال 67 و ریاست هیات مدیره به مدت 4 دوره و ایجاد 700 هکتار باغ گردو و بادام در شهمیرزاد که به نام بزرگترین باغ گردوی دنیا مشهور است، مشارکت در تاسیس انجمن خیریه امیرالمومنین شهمیرزاد و عضویت در هیئت امناء و همکاری با صندوق قرض الحسنه قائم شهمیرزادیها، عضویت در انجمن سمنانی های مقیم تهران به عنوان یکی از موسسان و عضو هیات امنا و همکاری با صندوق قرض الحسنه قائم شهمیرزادی ها، عضویت در انجمن سمنانی های مقیم مرکز، عضویت و مشارکت در کمیته جذب کمک های مردمی جهت ارتقا آموزشکده عالی به دانشگاه سمنان، مشارکت و همراهی در ساخت و تعمیر مدارس، آموزشگاه ها و مساجد و حسینیه و کانال آبرسانی و سایر امور عمرانی و خدمات فرهنگی و مشارکت در امور خیریه، عضو هیات مدیره از اولین دوره فعالیت بنیاد حامیان دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران.

GHOFLI (0)

GHOFLI (1)

GHOFLI (3)

GHOFLI0 (3)

GHOFLI0 (4)

BAAD

BAAD11

 

در شبکه های اجتماعی به ما بپیوندید:

t.me/kajpress00

instagram.com/kajpressnews 

ble.ir/@kajpress_ir
eitaa.com/kajpress

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .