رئیس سازمان دامپزشکی: ما نگفتیم کسی گوشت خر و قاطر بخورد

دوازدهم مهر ۱۴۰۵
منصور انصاری- روزنامه نگار
قبل از اینکه وارد بحث تولید یا پرورش، کشتار و عرضه گوشت تک سمیان یعنی اسب، استر و الاغ جهت مصرف انسانی شویم، میپرسیم که چرا و به چه دلیل این موضوع اینقدر برجسته شده است و انتشار نامهای به امضای سرپرست نظارت بر بهداشت عمومی و ایمنی غذا و ابلاغ آن به مدیران کل دامپزشکی استانها با چه هدف و منظوری در مورخه ۲۳ شهریورماه ۱۴۰۵ صورت میگیرد و چرا دکتر وحید صالحی که بهتازگی ریاست سازمان دامپزشکی کشور را بر عهده گرفته است اجازه ابلاغ این نامه را داده است؟ اگر در جریان بوده است بدون شک یک ضعف آشکار در شناخت افکار عمومی و روحیه مردمی است که بهرغم دشواری در معیشت و تهیه گوشت قرمز نسبت به گوشت استر، الاغ و اسب از دیرباز حساسیت داشته و دارند و اگر در جریان نبوده و بدون اطلاع ایشان این موضوع به استانها ابلاغ شده باید گفت نشانهای از ضعیف مدیریت است.
بدتر از آن، مصاحبۀ سرپرست دفتر نظارت بهداشت عمومی سازمان دامپزشکی و نوع تکذیبیه این نامه پنج بندی ابلاغ شده است که بهواقع مفاد و همچنین ابلاغ آن را بهمثابه آب ریخته، تاییدکرده است؛ یک بندِ نامه نظر و حکم شرعی در مورد مصارف انسانی است که با قید مجاز بودن برای «پیروان اقلیتهای دینی» محدود شده است که ضمن تائید تولید، کشتار و عرضه گوشت تک سمیان آن را به این وسیله توجیه کرده است. باید پرسید این حکم شرعی توسط کدام مرجع یا مراجع متأخر صادر شده است؟ آیا مراجع شیعه میتوانند برای غیر مسلمانان فتوا صادر کنند؟ دوم و سوم مربوط به سیاستگذاری وزارت جهاد کشاورزی است که خواسته شده قوانین و مقررات بهداشتی مراکز نگهداری و پرورش تک سمیان و صدور پروانه برای اجرای بندهای این ابلاغیه تدوین شود. اضافه بر این سه بند، در بند چهارم موضوع احداث و بهرهبرداری کشتارگاههای صنعتی برای الاغ اسب و قاطر در این ابلاغیه به میان آمده است و در بند پنج جلوتر رفته و موضوع عرضه و بستهبندی گوشت این حیوانات را مطرح کرده که البته منظور عرضه در فروشگاهها و بازار است.
ابلاغیه معنونه به استانها، موضوع بازرگانی واردات این حیوانات زنده اگر انجام میشود یا صادرات گوشت تک سمیان را مطرح نکرده است. گذشته از اینکه دکتر وحید صالحی باید در مورد تک تک این بندهای مطروحه در ابلاغیه پاسخگو باشد، لازم است پرسیده شود چرا در این شرایط که کشور مبتلابه مسائل و موضوعات عمدهای چون مذاکرات سیاسی و جنگی زور مدارانه است و از سوی دیگر بخشی از مردم بهشدت در تأمین مایحتاج خود بهویژه مواد پروتئینی و گرانی قیمتها و نه کمبود آنها، با دشواری مواجهاند به یکباره چنین نامههایی به تمامی ادارات کل دامپزشکی استانها ابلاغ میشود؟
دکتر وحید صالحی معاون وزیر و رئیس سازمان دامپزشکی که تازگیها به این سمت منصوب و مشغول به کار شده است و از همان ابتدا نخواست از تجارب پیشینیان خود در سازمان دامپزشکی و یا رسانههای تخصصی در عرصه گفتگو و متقاعد کردن افکار عمومی بهره بگیرد، در پاسخ به سؤالات متعددی که در این زمینه و نسبت به نامه ابلاغیه فوق شده است، ضمن عقبنشینی کامل توأم با تائید این نامه میگوید: «مکاتبه منتشر شده در فضای مجازی و صرفاً در پاسخ به درخواست برخی متقاضیان بوده است و به معنای صدور مجوز یا موافقت با اجرای این فرآیند نیست».
از ایشان که البته تازهکار است و با خود یک روابط عمومی کار نابلد تازهکار را نیز آورده است باید پرسید کدام متقاضیان؟ تقاضاها بهصورت نامه رسمی بود یا شفاهی؟ از سوی چه سرمایهگذاری یا کدامیک از ادیان رسمی در داخل یا خارج؟! از این گذشته، اگر اقدامی در دستور کار نیست پس صدور این ابلاغیه برای چه بوده و با چه هدفی صادر شده است؟ جالبتر آنکه ایشان در مصاحبه خود همانند بعضی معاونتها و مشاوران وزیر، هنگامیکه اشتباه میکنند توپ را به زمین رسانهها و خبرنگاران شوت میکنند و میگویند: از تفاسیر نادرست پرهیز و از طرح این تفاسیر که موجب ابهام در افکار عمومی میشود، خودداری کنند.
بهعبارتیدیگر این نامه و ابلاغ آن در این موقعیت مشکلساز نیست این خبرنگاران هستند که مشکل درست میکنند.
درواقع به طنز باید گفت در مورد این مکاتبه اداری که نیاز به تفسیر ندارد خبرنگاران یا رسانهها باید به مرکز آمار ایران مراجعه کنند و از جمعیت تک سمیان؛ الاغ، اسب، قاطر در داخل یا مقدار واردات زنده هرکدام سؤال کنند که دچار تفسیر نادرست نشوند یا اینکه خبرنگارانی که به این نامه دسترسی پیدا میکنند به اداره دخانیات مراجعه و در مورد مفید و مضر بودن کشیدن سیگار توسط این حیوانات بپرسند تا افکار عمومی ضمن خنده و شادی دچار ابهام و تشویش نشوند. بهعبارتیدیگر خود این نامه که قید محرمانه هم ندارد موجب ابهام و نگرانی مردم نمیشود، زیرا عدهای به راین باورند مدیریت در یک جامعه بیخبر از همه مسائل بسیار سادهتر است و مقصر خبرنگاران هستند که به این نامه پرداختهاند!
انتشار این نامه هم که بلافاصله هرگونه اقدامی در مورد آن تکذیب شده، همان کاری است که خبرنگاران و رسانههای مستقل باید انجام دهند چون مفاد این ابلاغیه بهطور مستقیم با زندگی و معیشت بخشی مردم و تنگناهای تأمین مواد پروتئینی ارتباط دارد.
دکتر وحید صالحی که سکان یکی از مهمترین سازمانهای تخصصی کشور را بر عهده گرفته است و مسئولیت نهایی این ابلاغیه بر عهده ایشان است باید بداند در شرایط کنونی که بخش زیادی از مردم در دهکهای پایین جامعه قدرت خرید گوشت بهخصوص گوشت قرمز را ندارند و مضیقههایی برایشان به وجود آمده، خوشبینانه و باورمند با گفتههای مسئولان برخورد نمیکنند، لذا اینگونه ابلاغیههای نسنجیده و نابخردانه که موجب ابهام در افکار عمومی میشود شایعات بیاساس را دامن میزند، بهگونهای که بسیاری از مردم با خود و دیگران بدبینانه میگویند حالا دولت یا وزارت جهاد کشاورزی که نمیتواند گوشت قرمز را متناسب با قدرت خرید مردم مدیریت و عرضه کند میخواهد گوشت اسب و قاطر و خر به خوردمان بدهد.
خبرنگاران یا رسانهها راوی و مفسر هستند و وظیفه دارند ابلاغیههای اینچنینی را آشکار سازند تا دکتر وحید صالحی یا مسئولان دیگر مجبور شوند فعلاً به تکذیب هرگونه اقدامی در این زمینه بپردازند و توضیحات بیشتری برای رفع نگرانی مردم بدهند. دکتر عزیز! کارت را خوب شروع نکردهای، البته جای جبران دارد.

















