وجود احزاب ملی و مستقل ضامن اقتدار و استقلال کشور

پنجشنبه ۲۶ شهريور ۱۴۰۵
دکتر منصور انصاری
همیشه در همه کشورها، حتی کشورهای دموکراتیک باندهای قدرت منافع جو وجود دارند و تا آنجا که میتوانند بر آنند که مستقیم یا غیرمستقیم قدرت سیاسی و نهاد حاکمیتی را قبضه یا بصورت پنهان در ارکان آن نفوذ کنند تا سر بزنگاه به آنچه میخواهند برسند و منافع خود و اعضایشان را تامین و تحقق آن را تضمین کنند. اما نکته حائز اهمیت این است که هرچه میزان مشارکت مردم، خواه واقعی و تعیین کننده، خواه شکلی و کم رمق در قالب انتخابات دموکراتیک، سندیکاهای بزرگ، تشکلها و انجمنهای سراسری مدنی یا نهایتا احزاب سازمان یافتۀ و قدرت جوی دارای اساسنامه بیشتر باشد، ضریب نفوذ پذیری باندهای سیاسی تا حد زیادی کاهش مییابد. این اصل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یعنی حضور ومشارکت مردم در عرصه قدرت همواره مانعی جدی در کاهش دامنه عمل باندهای قدرت والبته فاسد بوده وعمل کرده است زیرا این باندها رانت خوار وفاسد به رغم حکمرانی گسترده انتشار اطلاعات دیجیتالی و رسانههای شجاع وخبرنگاران مستقل هنوز هم در حوزه قدرت برای کسب منافع نامشروع نفوذ دارند وبی پروا عمل میکنند. محل کشت بافت این پدیده شوم کشور و ملت ویرانکن به ویژه در کشورهای توسعه نیافته غیردموکراتیک با نظامهای حاکمیتی اقتدارگرا بیش از سایر انواع حکومتهاست. در حکومتهای اقتدارگرای تک حزبی مانند چین یا اتحاد جماهیر شوروی سابق، امکان بروز و ظهور باندهایی از این نوع بسیار کم، بعید و تا حدی غیرممکن بود وهنوز هم در چین برای آنان موانع جدی هست. گرچه بحث جناحهای سیاسی با گرایشهای فکری متفاوت از سیاست رسمی و حزبی وجود داشته و در چین کمونیست هنوز وجود دارد، ولی منشا اقدام یا عمل موثر و تعیین کننده نیستند.
در کمیتهها و جلسات حزبی به ویژه چند حزب فعال وموجود کشورونه الزاما حزبهای فصلی ابن وقت در مقاطع انتخاباتی ، بحثهای این چنینی تحت عنوان اصلاح امور و یا اقدامات خرد و کلان به میان میآید که عمدتا منشا منفعت طلبی، رانتخواهی و رانتجویی یا فساد گسترده نیستند. بحث ایجاد باندهای قدرت، از مناسبات خرد و نیمه خرد قوم و خویشی یا فامیل گرایی آغاز میشود و نهایتا در سطح کلان به باندهای قدرت البته با تعابیر متفاوت و بعضا متضاد و متناسب با منافع مستقیم مادی و رانتهای مشخص اقتصادی ختم میشود.
در کشور ما اصولا بجز چند حزب گفته شده احزاب دیگری وجود ندارد، البته هست ولی اسمی و عمدتا تولد وفعالیت آنان با شروع این یا آن انتخاب آغاز و بعد از انتخاباتی که بعضا نتایج آن قبل از رای گیری تا حدودی مشخص است خاتمه می یابند. یعنی احزاب فصلی یا دوره ای هستند، اساسنامه و شرایط عضویت ندارند و در همین فصول، عضویت آنها زیاد یا کم میشود. گرچه چند حزبِ با سابقه و اصولی داریم ولی به آنان میدان داده نمیشود، زیرا همان باندهایی که قدرت را قبضه کرده اند آنها را به شکلهای مختلف مانند رد کاندیداها یا محدودیتهای آشکار خنثی میکنند. موضوع توسعهی سیاسی و اقتصادی در کشور، با وجود تأکیدات مکرر، بهدلیل تعارض با منافعِ شبکههای رانتخوار به بنبست رسیده است. تا زمانی که این باندهای بهعنوان جایگزینِ احزابِ شناسنامهدار و مشارکتِ مدنی، بر مناسباتِ قدرت سیطره دارند، هرگونه اصلاح یا شکلِ توسعهای که این فسادِ ساختاری را هدف قرار دهد، با مقاومتِ سیستماتیک مواجه و خنثی خواهد شد.البته با این توصیف مردم روز به روز از حاکمیت فاصله گرفته و میگیرند.
در جمع بندی نهایی، بخش عمده ای از عدم رشد سیاسی اقتصادی و تحول در زیرساختهای ضروری نظام سیاسی اقتصادی وگسترش مناسبات بین المللی در کشور ما ناشی از سلطه بلامنازع باندهای قدرت است که امکان شکل گیری احزاب قانونمند را از میان برمیدارد. در این وادی و در سایه رشد و پیشرفت و استحکام باندهای قدرت آلوده به رانتخواری و فساد، اخلاق اجتماعی، سیاسی، صداقت و حتی معنویت و فتوت در شاکله جامعه رخت بر میبندد. رقابت میان باندهای جایگزین شده به جای احزاب سیاسی خود حکایت غم انگیز دیگری است که عرصهای از تباهی، بیرحمی و نابود کردن منافع ملی را به دنبال داشته و دارد و کشور را با مخمصههای بی پایان مواجه خواهد ساخت. حال آنکه وجود احزاب ملی ومستقل است که موجب اقتدارواستقلال کشور میشود.

















