یکشنبه, ۱۷ خرداد ۱۴۰۵

بازیگران اصلی در جنگ نامتقارن

بازیگران اصلی در جنگ نامتقارن

چهارشنبه نهم اردیبهشت

منصور انصاری

باید گفت بعد از رخدادهای مهمی چون حمله آمریکا به عراق، افغانستان و لیبی، بزرگ‌ترین رخداد قرن پیش‌رو جنگ هوایی نامتقارن هدف جوی نقطه‌زن آمریکا و اسرائیل با همکاری پنهان و آشکار بعضی از کشورها و شاید همه آنان در منطقه خلیج‌فارس و یا کشورهای شمالی ایران چون آذربایجان در خفا و با دادن فضای هوایی خود و ترکیه به‌صورت تلویحی و ضمنی البته با موضع دوگانه و ریاکاران که از نهم اسفندماه سال گذشته شروع ‌شده تاکنون است که هنوز هم این چالش و کشاکش ادامه دارد.

بدون شک این رخداد در روزهای آغازین اردیبهشت‌ماه (زمان نوشتن این مطلب)، در همان وضعیت یعنی احتمال از سرگیری حملات هوایی قرار دارد. عملیاتی تقابل جو که به‌ویژه با کشیده شدن به تنگه استراتژیک هرمز به لحاظ اقتصادی ابعاد جهانی به خود گرفته زیرا موجب افزایش قیمت انواع انرژی و درنتیجه قیمت سایر کالاها در جهان و افزون بر آن در کشورهای آسیایی شد؛ موضوعی که در کشورهای آمریکای شمالی یا بعضا اروپایی به دلیل ذخایری که داشته و دارند کم اثرتر بود، گرچه نگرانی‌ها را در میان شهروندان این کشورها افزون ساخت. ولی در چین به این دلیل که از یک سیاست متمرکز دولتی مردم دارانه با ذخایر نسبتا کافی برخوردار است مردم با نوع نگرش و رویکردی که به دولت خود دارند و مسئولیت این نوع فرایندهای مهم را متوجه دولت می‌دانند کمتر ذهن و فکرشان درگیر مسئله گرانی انرژی و سایر کالاهای اساسی و هزینه‌های جاری و روزمره شد، برعکس مردمان کشورهای غربی که زندگی روزمره و معاش خود را با افزایش و کاهش یک سِنت بر قیمت‌ها ارزیابی و محاسبه می‌کنند و متناسب با آن نگران و خوشحال می‌شوند و بر دولت‌های خود فشار می‌آورند.

به‌ هرحال، در جمع‌بندی نهایی، آنچه در این تقابل جویی نظامی که از نهم اسفندماه 1404 آغاز شد و به مدت 40 روز ادامه یافت و البته از یک آتش‌بس دو هفته‌ای تمدید پذیر نیز برخورد شد، گرچه تکلیف ادامه یا توقف آن مشخص نیست اما به نظر می‌رسد حالا می‌رود که تا حدودی با نظریه حاصل جمع صفر(Zero-sum game theory) به وضعیت خود ادامه دهد.

این عملیات نظامی هوایی، کشورهای جهان را همان‌طور که به‌صورت مختصر به آن اشاره شد متأثر کرده است، با این وجود نمی‌توان این رخداد را جنگی کلاسیک، جبهه‌ای، متقارن و بر روی زمین با نقش مؤثر یگان‌های رزمی پیاده‌نظام و نیروی انسانی تلفی کرد و از نوع جنگی که پیروزی یا عدم پیروزی آن، به زمین با وسعت اشغال و تصرف این یا آن خطه از سرزمین کشورها یا عقب‌نشینی و شکست و تار و مار در آن وابسته است تاکنون فاصله زیادی داشته است، ولی به‌هرحال شرایطی در عرصه نظام بین‌الملل فراهم ساخت که هیچ کشوری چه نزدیک و در منطقه و چه دور از صحنه‌های اصلی و واقعی آن نتوانست از کنار آن بی‌تفاوت عبور کند و به عبارتی همه را درگیر خود کرده است.

البته درگیر کردن همه راهبردی بود که یکی از بازیگران اصلی یعنی نظام جمهوری اسلامی ایران به‌ویژه بخش نظامی و نه الزاما سیاسی این حاکمیت، برای ادامه این تقابل جویی، بقای خود و شکست طرف‌های مقابل تعریف کرده بود.

با این توصیف کوتاه و برای درک واقعی این رخداد نامطلوب منطقه‌ای و بین‌المللی باید بازیگران اصلی تعیین‌کننده و تأثیرگذار، هرچند به نسبت‌های متفاوت و مختلف در این عملیات جنگی هوایی نامتقارن را برای ارزیابی و تحلیل درست برشمرد. لذا در رده اولِ بازیگری باید از نظام جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک حکمرانی ایدئولوژیک یاد کرد. در ادامه آن باید بازیگران اصلی و تعیین‌کننده دیگری همچون آمریکا و اسرائیل که میدان و عرصه این تقابل‌جویی را در تمامی جغرافیای سرزمین ایران از شرق تا غرب و از جنوب تا شمال و شهرهای کوچک و بزرگ گسترش دادند را نام برد؛ بازیگرانی که با تکیه‌بر حملات هوایی پهپادی موشکی بر آن بودند توان نظامی و دفاعی و حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران را ضعیف و ناتوان کنند. حال اینکه توانستند و تا چه حد، بحثی است جدا، ولی حداقل در اینکه ساختار نظام را در هم بپاشند چندان موفق نشدند.

قوای نظامی و تهاجمی جمهوری اسلامی ایران نیز همچنان در این میدان تقابل جویی قدرت خود را با این رویکرد که اگر جنگ و ناامنی برای جمهوری اسلامی هست باید برای همه باشد نشان داد و بر این باور بوده و هست که باید تمام کشورهایی که پنهان و آشکار با دو کشور حمله‌کننده همراهی و همسویی داشته‌اند را وارد این ام‌المعارک کرد تا فشار ناشی از آن آمریکا و اسرائیل را به‌عنوان دو بازیگر تعیین‌کننده، به عقب‌نشینی و توقف حملات خود مجبور کنند.

قضاوت در مورد این راهبرد نظامی که می‌تواند عرصه مخالفت‌جویی را نسبت به جمهوری اسلامی گسترش دهد که داد، نتیجه مطلوب و دستاوردی مشخص و قابل‌ اتکا برای جمهوری اسلامی به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی نداشت، گرچه به‌عنوان یک اهرم فشار بر دو کشور اصلی تقابل جو به‌ویژه آمریکا که خود را حامی کشورهای منطقه می‌داند بی‌تأثیر نبود. با این‌حال این راهبرد، خصومت این کشورها با جمهوری اسلامی ایران را بیش از گذشته افزون ساخت و آنان از رودربایستی سیاسی خارج شدند و حتی بعضی از آن‌ها مشارکت در عملیات نظامی را مطرح کردند. حاصل این کشمکش نظامی، ضرورت میانجی‌گری پاکستان که با کشور عربستان سعودی پیمان دفاعی در مقابل حمله کشور یا کشورهای ثالث را دارد و به‌عنوان کشوری در منطقه که وارد معرکه نشده بود در فاصله دو هفته آتش‌بس موقت را برانگیخت؛ مذاکره‌ای که دارای شکاف‌های بسیار میان طرفین بود و امکان یک نمایش سیاسی برای آمریکا و یک پیروزی روایتی را برای جمهوری اسلامی به‌دشواری محتمل می‌ساخت.

اگر آنچه طی 40 روز اتفاق افتاد، نه بر اساس روایت هرکدام بلکه با معیاری منطقی و عقلانی فراتر از تئوری‌های ایدئولوژیک چپ‌گرایانه که شاخ امپریالیسم جهانی نتوانست به‌طورقطع یک عملیات را به نتیجه نهایی برساند، با شاخص میزان ضربات و خسارات وارده به هرکدام با نظریه «حاصل جمع صفر» بسنجیم باید گفت قصه پیروزی و عدم پیروزی هر کدام مشخص خواهد شد.

این نظریه می‌گوید میزان بُرد هر طرف مساوی با میزان باخت طرف دیگر است. متخصصان نظامی می‌توانند با تبدیل میزان خسارات، پیروزی را که یک مفهوم کیفی است با ابعاد کمی بسنجند و نتیجه بگیرند که وضعیت این مفهوم برای هرکدام از چه قرار است زیرا از درونِ چنین ارزیابی‌های واقع‌بینانه سیاسی نحوه برخورد برای طرفین مناقشه به‌طور واقعی حاصل می‌شود.

هرگونه مبالغه، ارزیابی و تلقی نادرست عناصر عینی رخداده با شعارها و مفاهیم روایتی و استنباط‌ها ممکن است تصمیم‌گیرندگان عملیات نظامی و ادامه آن را با انحراف و شکست مواجه سازد. اینکه ترامپ رئیس‌جمهور ایالات‌متحده آمریکا مداوم و پیوسته از شکست و نابودی نیروی نظامی جمهوری اسلامی یاد می‌کند، وقتی با ناتوانی در گشایش تنگه هرمز، گلوگاه اقتصاد جهانی مواجه می‌شود و این اتفاق صورت نگرفته و نمی‌گیرد، بدون شک با تناقضی مضحکه آمیز مواجه می‌شود که اگر همه‌چیز از بین رفته و قوای نظامی در جمهوری اسلامی نیست و نابود شده چرا هنوز تنگه هرمز بسته است و در کنترل نیروهای نظامی این کشور است و آمریکا مستأصل به محاصره دریایی در دهانه دریای عمان می‌پردازد؟ نوعی خودزنی لجبازانه که مخالفت کشورهای مخالف را علیه آمریکا و ترامپ برمی‌انگیزد.

نهایتا با میانجی‌گری پاکستان مذاکره‌ای بی‌سابقه در مناسبات میان ایران و آمریکا در عالی‌ترین سطح چه از سوی آمریکا به ریاست جی دی ونس معاون رئیس‌جمهوری و چه قالیباف با حضور هیاتی 71 نفره یا بیشتر به‌عنوان رئیس مجلس، با حضور جناح‌های تندرو و افراطی و کسان دیگر در طول 21 ساعت و برای اولین بار به‌صورت رو در رو و مستقیم انجام می‌شود که هرکدام از طرفی دست خالی به کشورهایشان بازمی‌گردند.

با اینکه برخی مذاکره‌کنندگان مانند عراقچی وزیر امور خارجه گفت تا توافق فقط چند قدم مانده بود ولی شکاف نظرات تا آنجا بود که این قدم‌های مانده به‌مثابه گام‌هایی به‌سوی یک پرتگاه عمیق برای ایران و آرزوهای دست‌نیافتنی برای آمریکا به شمار رفت به این معنی که در دورهای بعدی مذاکرات هم امکان سازشی تسلیم گونه از سوی ایران، با رویکرد افراطیون قدرتمند در داخل کشور وجود ندارد و جنگی تمام‌عیار همه یا هیچ، هوایی و چه‌بسا زمینی در منطقه شکل می‌گیرد زیرا در مذاکره اول نه دستاوردی برای کشورهای منطقه به‌عنوان بازیگران رده چهارم حاصل شد نه برای کشورهای جهانیِ نگران انرژی به‌عنوان سنگرداران دوم.

علت عدم موفقیت در این عرصه از دیپلماسی را می‌توان چنین تحلیل کرد که هرکدام از طرفین خود را پیروز این عملیات نظامی تقابلی گسترده قلمداد می‌کنند و درعین‌حال جنگ و اقدامات نظامی ویرانگر و تخریبی را نکبت، فلاکت و بدبختی برای مردم نمی‌دانند و نمی‌خواهند بازیگری مردم و رضایت یا عدم رضایت آن‌ها را در محاسبات خود البته هرکدام به‌نوعی به شمار آورند.

در شرایطی که جنگ روایت‌ها از واقعیت جنگ پیشی می‌گیرد، امکان هرگونه صلح و سازش، کوتاه آمدن و درنهایت عقب‌نشینی موضوع بحث و مجادله و معیار قرار نمی‌گیرند. اصولا سازمان‌دهی جنگ روایت‌ها یعنی ادامه جنگ، به‌ویژه وقتی‌که کمتر تصمیم‌گیری به مصیبت جنگ و اجتناب از آن می‌پردازد.

در کنار این فضا، وقتی نتوان یا نخواست ازنظر اصولی و نظریه‌های سیاسی این مفهوم کیفی را تجزیه‌وتحلیل کمی و عملیاتی کرد و به تعریف و نتیجه‌ای واقعی و ملموس رساند، طبعا نمی‌توان در یک مذاکره عاجل و عجولانه به حاصلی قابل‌اتکا و پایدار دست یافت.

در ادامه این بحث که بازیگران جنبی یا فرعی مناقشه و درگیری، کدام عوامل عینی و ملموس هستند، باید علاوه بر کشورهای منطقه، کشورهایی چون چین و روسیه را هرچند در صف‌بندی و آرایش قوا در این مناقشه شرکت نکردند را افزود زیرا آنها در لابه‌لای این مناقشه دنبال منافع ملی و موقعیت اقتصادی خود هستند.

مثلا چون بخش عمده‌ای از منافع نفت و انرژی چین از مسیر تنگه هرمز تأمین می‌شود با بستن این تنگه و یا کنترل و محاصره آن توسط آمریکا بدون اینکه اقدامی خاص در مقابل آمریکا و اسرائیل یا کشورهای منطقه انجام دهد اعلام مخالفت می‌کند.

به عبارتی، چین بدون مشارکت در این نزاع بی‌پایان تاریخی که در مرحله‌ای از ابهام و دوگانگیمیان آمریکا و جمهوری اسلامی به سر می‌برد دنبال این است که با بحران کمبود نفت مواجه نشود که ناگزیر باشد از ذخایر استراتژیک دست نخورده خود استفاده کند درنهایت از مجموع ده بازیگر اصلی و بازیگران فرعی همانند یمن که گاه‌به‌گاه وارد معرکه می‌شود یا نیروهای سازمان‌یافته طرفدار جمهوری اسلامی، باید به نقشنظام روابط بین‌الملل که طی دو قرن اخیر دولت‌محور بوده است و بازیگران آن دولت‌ها هستند اشاره کرد. نظام جامعه جهانی که کابینه‌ای واحد و متمرکز ندارد و عمدتا ملت محور، متکی به انجمن‌ها و سندیکاهای مستقل و نهایتا افکار عمومی مردم در سراسر جهان است و در جمع‌بندی نهایی متأثر از وجدان‌های بیدار جامعه جهانی خارج از سیطره و سلطه دولت‌هاست.

درنهایت، در این تقابل جویی ویران‌کننده باید بر نقش سرنوشت‌ساز مردم در ایران و آمریکا به نسبت‌های متفاوت به‌عنوان یکی از بازیگران تعیین‌کننده یاد کرد. گشتاور حرکت و چرخش و نیرویقابل‌لمس و غیرقابل لمس این ده بازیگر در یک فرایند پیچیده و دشوار نامشخص، سرنوشت نهایی این مناقشه و تقابل جویی تاریخی که در قالب عملیات نظامی نامتقارن تکنولوژیکی بروز و ظهور یافته است را مشخصمی‌سازد و به‌رغم وجود برتری‌های نظامی، نمی توان منتظر یک صلح پایدار ماند، مگر یک دگرگونی و تحول بنیادیدر یکی از طرف‌های سه‌گانه این درگیری تاریخی با قدمت مخاصمه نزدیک به نیم‌قرن و یا بیشتر رخ دهد که به نتیجه تعیین‌کننده و قابل‌اتکایی برای ایجاد ثبات در منطقه و تحکیم آنچه «پیمان ابراهیم» گفته شد برسد.

در پایان گفته شود بازیگر دهم و مهم و تعیین‌کننده یعنی جهت‌گیری مردم در عرصه رضایت‌مندی و نارضایتی از حکمرانی سه کشور اصلی در حوزه مخاصمه به وجود آمده است که تا چه حدی حکومت‌های خود را می‌خواهند یا نمی‌خواهند و چقدر حکمرانی‌ها می‌توانند با نارضایتی مردم خود کنار بیایند یا مردم آنانرا بپذیرند و همچنین، بحران‌های اقتصادیریشه‌دار را به ثبات نسبی برسانند.

 

 

 

  

 

  

 

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .