شنبه, ۰۶ تیر ۱۴۰۵

دست خالی پزشکیان در دیدار با وزیر و کارکنان جهاد کشاورزی

دست خالی پزشکیان در دیدار با وزیر و کارکنان جهاد کشاورزی

یکشنبه، سوم خرداد

منصور انصاری

دکترای علوم سیاسی و روزنامه‌نگار

تصور همگان و دغدغه­مندان برای وضعیت کشاورزی و گرانی مواد غذایی و کالاهای اساسی و معیشت مردم این بود که دکتر پزشکیان ریاست جمهوری با حضور خود در بیست و چهارم اردیبهشت‌ماه در وزارت جهاد کشاورزی با دستی پر و حامل پیامی جدی و عملی و اجرایی برای کاهش بحران روزافزون قیمت کالاهای اساسی و مواد غذایی و بهبود معیشت مردم به دیدار وزیر و کارکنان وزارتخانه رفته است، ولی متأسفانه دکتر پزشکیان با این هدف به این دیدار نرفته بود دستش خالی بود و البته با خود حجم قابل‌توجهی از تعارف و تحسین برای وزیر و کارکنان وزارتخانه داشت.

یعنی، آقای رئیس‌جمهور، پیامی کارساز و حمایتی جدی و قابل‌اتکا که حاوی سخن جدیدی برای مردم و مصرف‌کنندگان، به‌ویژه دهک‌های پایین جامعه باشد با خود برای دکتر قزلجه نوری نبرده بود.

البته ایشان در تعریف و تمجید و مسائلی از این قبیل برای وزیر و کارکنان سنگ تمام گذاشت و وزیر هم در تعریف و تمجید رئیس‌جمهور و تأثیر زیاد روحیه بخشی این دیدار کوشید و سخن گفت و ابراز خوشحالی کرد.

به‌واقع، هر کدام برای دیگری کم نگذاشتند. پزشکیان همان رئیس‌جمهوری است که در بهترین راه‌حل خود که تا حدودی هم درست است توصیه به امساک و صرفه‌جویی به مردم می‌کند.

طبق گزارش روابط عمومی وزارتخانه که در قالب یک پوستر طراحی شده و انتشار یافت، آمده است: «رئیس‌جمهور پزشکیان: با قدردانی از نیروهای جان فدای وزارت جهاد کشاورزی از دورترین روستاهای مرزی تا پایتخت و وزیر محترم که از ابتدای جنگ رمضان پای کار معیشت مردم عزیز ایران بوده‌اند می‌خواهم تمام توانشان را برای کنترل قیمت‌ها به کار بندند. وظیفه ما این است که با همه وجود در کنار مردم باشیم.»

بدون شک، این پیام، ارزشمند و قابل‌توجه است؛ یعنی قدردانی از نیروهای جهاد کشاورزی از مرز تا پایتخت و حتی قدردانی از وزیر که نشانه تلاش بی‌وقفه این عزیزان است، ولی جمله آخر که «می‌خواهم تمام توانشان را برای کنترل قیمت به کار بندند»، جای تأمل دارد. اینجا رئیس‌جمهور بر آن است که تلویحاً، گرانی‌ها را به گردن وزارت جهاد کشاورزی بیندازد و از دولت، شامل سازمان برنامه‌وبودجه و بانک مرکزی که تخصیص به هنگام و کافی ارز را بر عهده دارند و سایر نهادهای مرتبط، سلب مسئولیت کند.

به عبارتی، این جمله که تصادفی هم بیان نشده به این معنی که اگر نیروهای جان فدای جهاد تمام توانشان را به کار گیرند، می‌توانند افزایش قیمت‌ها را کنترل کنند، خود آقای دکتر پزشکیان هم می‌دانند این‌طور نیست.

اقتصاد کلان کشور و جلوگیری از افزایش قیمت‌ها به‌ویژه کالاهای پرمصرف از جمله مواد غذایی، به زور زدن یا ایستادن پای کار این یا آن شخص یا نیروی در خط نیست. وقتی اقتصاد کلان با بحران مواجه شده است حال به هر دلیل، اقتصاد کشاورزی هم جزئی از آن است و با بحران مواجه می‌شود.

حال اگر از این پوستر نمایشی تبلیغاتی بگذریم، وزیر جهاد کشاورزی نیز در پوستری مشابه و هم‌تراز، البته با عکسی جدی‌تر به‌علاوه متنی که به قول روابط عمومی در شبکه ایکس هم منعکس شده است، آورده: «در روزهای نبرد، دغدغه‌ای جز معیشت و سفره مردم نداشتیم» و خطاب به رئیس‌جمهور گفته است: «پیام محبت‌آمیز رئیس‌جمهور اراده‌مان را برای خدمت به مردم عزیز استوارتر کرد، ما با تمام وجود پای تولید و امنیت غذایی، پای سفره و معیشت مردم و پای ایران ایستاده‌ایم. (لذا) منویات رئیس‌جمهور محترم طی بخشنامه‌ای به کلیه استان‌ها ابلاغ شد.»

یعنی این دیدار صمیمانه و البته دلگرم کننده پس از تعارفات متقابل هر کدام نسبت به دیگری منجر به صدور بخشنامه‌ای به تمام استان‌ها شده است. به قولی؛ «نه خانی آمده و نه خانی رفته است»، یعنی رئیس‌جمهور، توپ گرانی‌ها را به زمین وزارت جهاد کشاورزی شوت کرد و وزیر جهاد کشاورزی هم این توپ را تبدیل به یک بخشنامه کرد و به زمین استان‌ها پرتاب نمود!

همگان از جمله رئیس‌جمهور می‌دانند گرانی‌ها با این بخشنامه‌ها و یا دستورالعمل‌ها برطرف نمی‌شود. اگر دستورالعمل و بخشنامه کارساز بود می‌بایست تورم کاهش یابد. بحث تعزیرات هم تاکنون تأثیر اندکی در احتکار و کاهش قیمت‌های روزافزون داشته و دارد. یک گزارش مختصر میدانی آشکار می‌سازد که قیمت‌ها در حال افزایش است. به‌طور مثال؛ انجمن صنایع فرآورده‌های لبنی ایران گفته است قیمت خرید هر کیلو شیر خام دامداری‌ها از چهل‌وشش هزار و پانصد تومان به شصت هزار و پانصد تومان رسماً افزایش می‌یابد.

این زنجیره افزایش که خودش حکم می‌دهد، طبعی از گرانی علوفه خشبی تا جو، ذرت، کنجاله سویا، دستمزد کارگران، هزینه‌های سربار آب، برق، تلفن و شهرداری شروع می‌شود که به شیر می‌رسد و بعد از شیر، مسیر تَحَکُمی خود را در هفتاد درصد قیمت تمام شده لبنیات می‌کشاند و نشان می‌دهد لبنیات هم با افزودن این رقم به قیمت تمام شده، باید افزایش قیمت مواد پلاستیکی و بسته‌بندی را افزون سازد و با اعمال قیمت حمل‌ونقل که آن هم گران شده است به واحد صنفی بدهد و بعد به دست مردم برسد.

لذا با جرئت، اول به رئیس‌جمهور و دوم به وزیر باید گفت این بخشنامه‌ها خویند ولی در مقابل گرانی‌ها «باد هوا» هستند. پس این جملات که برای تولید، امنیت غذایی و معیشت مردم با تمام وجود ایستاده‌ایم، قشنگ، زیبا، عاطفی، ولی بی‌اثرند.

اگر رئیس‌جمهور با دست خالی نمی‌آمد و مثلاً می‌گفت فلان مقدار ارز ارزان‌قیمت برای وزارتخانه و به‌طور ویژه و با تصویب توسط مقامات بالادست تأمین و تصویب شده و به‌زودی اختصاص می‌یابد، می‌توانست گفت رئیس‌جمهور برای «انشاالله ماشاالله» به وزارت جهاد نیامده بود، بلکه حامل یک پیام برای امنیت غذایی مردم بوده، و با این هدف این بازدید را انجام داده است.

حال اگر به صحنه واقعی گرانی‌ها بازگردیم؛ مرکز آمار ایران به‌عنوان یک نهاد رسمی می‌گوید: از فروردین پارسال تا فروردین امسال قیمت ماست بیش از صدوبیست درصد و شیر و پنیر حدود صد و سی درصد بالا رفته، این در حالی است که دولت یا وزیر، مداوم از ارزان شدن مواد لبنی یا سایر کالاهای غذایی، آن هم به‌زودی یاد می‌کنند که هیچ‌کدام از این اعلام‌های «ارزان شدن‌ها» تحقق نیافته است.

این نوع برخوردها و تعریف و تمجیدهای مقامات از یکدیگر، علاوه بر این‌که اعتماد مردم را سلب می‌کند، موجب خشم آن‌ها می‌شود.

مثلاً طبق همان آمار قیمت گوشت گوساله و گوسفندی، از فروردین گذشته تا فرودین امسال حدوداً دو و نیم برابر و مرغ و تخم‌مرغ حدود سه و نیم برابر شده است.

در کنار این افزایش‌های آشکار و ملموس قیمت برای تمامی مردم و از اقشار مختلف، به رخ کشیدن فراوانی کالا و موجود بودن آن‌ها در قفسه‌ها و بازار - که درست است نشانه‌ای از امنیت غذایی است، ولی امنیت غذایی فقط فراوانی نیست و تعریف مشخص پذیرفته شده جهانی با چند شاخص به هم پیوسته دیگر دارد که مهم‌ترین آن‌ها قدرت خرید است، دوم سلامت و بهداشتی بودن مواد غذایی، سوم در دسترس بودن آسان و چهارم فراوانی و عدم کمبود است- اما تکیه بر فراوانی مواد غذایی از سوی هر مقامی که باشد صادقانه و یکرنگی با مردم نیست. چه‌بسا اگر همه جمعت کشور، قدرت خرید گوشت یا مواد لبنی داشتند چیزی در قفسه‌ها باقی نمی‌ماند.

در این شرایط، یک عده نمی‌توانند گوشت گاو و گوساله و گوسفندی یا به اندازه نیاز روغن بخرند، لذا قفسه‌ها پُر می‌ماند و خالی نمی‌شود؛ نباید با جملات نادرست نمک بر زخم مردم پاشید. در ضمن این خودفریبی‌ها و تعارف تیکه پاره کردن‌ها، در نهایت کار دست حکمرانی می‌دهد.

بخشی از فراوانی ناشی از کم خریدن مردم است وقتی قدرت خرید نیست. به‌جای این تعارفات که حاصلش ابلاغ بخشنامه است، دولت باید با تمام توانش به فکر عبور کشتی‌های حامل مواد اولیه داروهای انسانی، دامپزشکی و نهاده‌ها از تنگه هرمز باشد که حداقل شصت درصد آن از طریق همین تنگه استراتژیک به بنادر جنوب برای ترخیص می‌رسد.

یعنی دولت، وزارتخانه، روابط عمومی و هر کسی که امکان اطلاع‌رسانی دارد طرح بحث کند و افکار عمومی جهان را متوجه این موضوع کنند که نباید تنگه هرمز بر روی کالاهای کشاورزی و مواد اولیه منجر به غذا بسته شود.

رئیس‌جمهور و وزیر جهاد کشاورزی باید به‌جای ایستادن در کنار امنیت غذایی، با جرئت و شهامت به طرح این بحث بپردازند، زیرا ذخایر نهاده‌های دام و طیور، طبق گفته مدیران تشکل‌های بخش خصوصی یا نهادهای مرتبط دولتی، حداکثر تا پایان تیرماه دوام می‌آورد. لذا باید از هم‌اکنون موضوع دنبال شود. چون محموله‌های خارجی در این وضعیت، حداقل در صورت تأمین ارز خرید، حمل و پهلو گرفتن کشتی در بنادر جنوب و ترخیص بیش از دو ماه و نیم طول می‌کشد. از سوی دیگر باید گفت بهانه‌هایی چون افزایش نرخ ارز گرچه هست و باید روی میزان تأثیر آن کار تحقیقاتی کرد، ولی این «افزایش ناگزیر» تناسبی با گرانی‌های روزافزون کالاهای اساسی و مواد غذایی ندارد وضع موجود ناشی از ندانم‌کاری‌های اقتصادی، فساد و رانت‌خواری‌های ریشه‌دار و مزمن دارد.

 

  

 

  

 

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .