شنبه, ۰۶ تیر ۱۴۰۵

نقدی بر تحلیل‌های روایتگرایانه

نقدی بر تحلیل‌های روایتگرایانه

منصور انصاری

روزنامه‌نگار و دکترای علوم سیاسی

در مبحث تحلیل جنگ نامتقارن، اگر چندین قدم جلوتر بگذاریم و از روایت‌های عامه‌پسند مبالغه‌آمیز شعاری فاصله بگیریم، روایت‌هایی که بی‌پروا و بدون مسئولیت از تبعات اجتماعی آن، از سوی کسانی که متأسفانه به موقعیت‌ها و جایگاه‌هایی در دولت، مجلس و یا نهادها دست یافته‌اند، یا شخصیت‌هایی که در فضای بلبشوی آکادمیک، خود را استاد دانشگاه و مدیر فلان و بهمان نهاد خودساخته در عرصه مجازی می‌نامند و در مورد دغدغه عمومی جامعه یعنی جنگ نامتقارن هوایی تحلیل می‌دهندو سخّن می‌گویند، آرام عبور کنیم و به روایت‌های واقعی که برآمده از رخدادهای حقیقی و مبتنی بر رویکردهای رفتارگرایانه است برسیم، باید گفت تکیه بر همین روایت‌هایی که می‌توان آنان را درستنامید برای تحلیل آنچه در صحنه واقعی جنگ رخ داده و اگر توافقی اصولی یا سازشی ناگزیر حاصل نشود، ممکن است در آینده نزدیک نیز رخ دهد، حتی نمی‌تواند چندان مبنای تحلیل و ارزیابی تحولات قرار گیرد.

تناقضات بسیار و مکرر حتی در این روایت‌ها موسوم به درست، مبنای تحلیل‌هایی کم‌مایه و سست و ناپایدار قرار می‌گیرد. آنچه توسط بسیاری با این روش مبنای بحث و پیش‌بینی قرار می‌گیرد، به لحاظ مبانی و نظری، تصمیم‌گیرندگان را به خطا و بعضاً اقدامات عملی اشتباه می‌اندازد. بحث و ابعاد جنگ نامتقارنی که رخ داده و تا حدودی می‌توان گفت به فرایندی بازگشت‌ناپذیر در رفتار و اقدامات عملی طرف‌های متخاصم و مقابله‌کننده با این تخاصم فرا روییده است، فراتر از تحلیل گفته‌ها، نقل‌قول‌ها و اخبار جهت‌دار هدایت‌شده یا هدایت نشده با کمترین شائبه برای مقاصد سیاسی است.

این روایت‌ها غالباً با افعال مضارع التزامی مثلاً «خواهد شد» و «می‌شود» که غالباً با کلمات «اگر و مگر» همراه است در حوزه‌های تهدید و دیپلماسی تهدید می‌گنجند و مشروط هستند. دیپلماسی تهدید نیز گاهی بیان یک تهدید است تا به گمان تهدیدکننده، طرف را بترساند تا دست به فلان یا بهمان عمل نزند. بعضی وقت‌ها در قالب دیپلماسی تهدید اقدامی صورت می‌گیرد و بعد از سوی تهدید کننده گفته می‌شود؛ «اگر این یا آن اقدام نظامی مجدداً انجام گیرد فلان اقدام تکرار می‌شود» و در بسیاری موارد، در صحنه یک مخاصمه جدی بحث بلوف و تخمین به میان می‌آید. لذا روایت‌ها را نمی‌توان مبنا برای تحلیل و نتیجه‌گیری در مورد اقدامات جنگی قرار داد، گرچه نمی‌توان آن‌ها را نیز نشنیده و نادیده گرفت و در محاسبات درگیری یا رودررویی‌ها به حساب نیاورد؛ اما تحلیلگران واقعی، فراتر از روایت‌های و گفته‌های مستند غیر جعلی، به ژئوپلیتیک‌های موجود یا در حال تغییر برای دست‌یابی به این یا آن مقاصد در حوزه ژئواکونومیک می‌پردازند.

به‌طور مثال نمی‌توان صف‌بندی قوا و آرایش آن را در میان کشورهای منطقه خاورمیانه و یا حوزه خلیج‌فارس بدون یک فعالیت اقتصادی بزرگ موسوم به «پیمان ابراهیم» که یک سرمایه‌گذاری چند هزار میلیارد دلاری است ارزیابی کرد. این اکونومیک بزرگ منطقه‌ای، اهداف پنهان و آشکار کشورهای سرمایه‌گذار، اعم از آمریکا، اروپا، کشورهای ثروتمند عربی، اسرائیل و حتی چین را برملا می‌کند. یا تحلیل از روایت‌ها را نمی‌توان بدون تأثیر مستقیم و غیرمستقیم افزایش قیمت‌ها در تمام کشورهای غربی و غیر غربی مثلاً کشورهای آسیایی و ایران در تحلیل‌های واقعی به شمار نیاورد. لذا علاوه بر روایت‌ها، اخبار، رخدادها و اقدامات عملی جنگی و نظامی، باید در لایه‌های زیرین و ساختاری جابجایی سرمایه‌های بزرگ و افزایش مداوم و روزافزون قیمت‌های انرژی، کالاهای اساسی و مواد غذایی مورد مصرف عموم مردم مداقه کرد.

جهان پیش رو در حال تحول و دگرگونی است و وارد یک ژئواستراتژی متفاوت در حوزه صف‌بندی قوا بر مبنای تعاملات متفاوت شده، لذا به دنبال کاهش تنش‌ها و تقابل جویی‌های نظامی است. جامعه جهانی یا جامعه بین‌المللی که «ملت محور» است و در مقابل روابط بین‌الملل و مناسبات دولت‌ها قرار گرفته است، با اتکا به جهان حیرت‌آور دیجیتالی روزبه‌روز قوی‌تر می‌شود و بر آن است برای حقوق انسان‌ها و شرایط رفاه و آسایش همگان و نهایتاً جان آنان ارزش ذاتی بیشتری قائل شود. وقتی‌که در میان افکار عمومی دیده می‌شود جان یک سرباز و کشته شدن آن چقدر با حساسیت و فراتر از نابود شدن مدرن‌ترین هواپیماهای گران‌قیمت، تأثر مردم و ملت را برمی‌انگیزد و دولت‌ها به ناگزیر واکنش جدی نشان می‌دهند، باید گفت این بحث نظری «مابه ازا و مصداق واقعی» دارد. لذا تحلیل‌های روایتگرایانه یا رفتارگرایانه که بعداً باید به آن هم پرداخت، نمی‌توانند مبنای تحلیل‌های عمیق و قابل‌اتکا قرار بگیرند.

گرچه در حوزه گزارش‌های خبری و اطلاع‌رسانی، طرح و بحث در مورد آن‌ها الزامی است ولی همان‌طور که گفته شد، سیاست‌گذاری و اقدام عملی نظامی یا تقابل جویی باید بیش از این روایت‌هایی «که فلانی چنان گفت و دیگری هم در مقابل چنین گفت» صورت گیرد، زیرا گفته‌ها که از آنان روایت‌ها منبعث می‌شود و از فضای آلوده به تهدیدهای میان‌تهی و واکنش‌های آنی و زودگذر برمی‌خیزند، وقتی در میان طیف وسیعی از روایت‌های جعلی و بی‌اساس قرار می‌گیرند عقلانیت را با چالش مواجه می‌سازند و مسیر تصمیم‌گیری را منحرف می‌کنند و چه‌بسا که مبنای تحلیل‌های رسمی و یا بیان سیاست‌گذاری در فضای عمومی و غیرعمومی قرار گیرند. لذا تحلیل‌های روایتگرایانه الزاماً نمی‌توانند درست باشند و مبنای قضاوت و اقدام نظامی وسیاست‌گذاری قرار گیرند.

 

  

 

  

 

 

 

33561927783576807403

  

تمامی حقوق مادی معنوی سایت محفوظ است .