افزایش قیمت بنزین و توهم حکومت بی ملت
چهارم شهریور
منصور انصاری
دکترای علوم سیاسی و روزنامهنگار
در فضای سیاسی کشور و شرایط دغدغههای همگانی، بعضیها در توهمات و تصورات سیاسی خود که مداوم آن را اعلام میکنند بدون نظر ملت و ملحوظ کردن آن در محاسبات سیاسی اعمال حاکمیت کنند به زبان سادهتر اینها میخواهد در هر تصمیم سرنوشتساز یا هر اقدامی ه دامنه شمول آن کل کشور را در بر میگیرد ملت را به حساب نیاورند و فقط میخواهند روی میزان تابآوری مردم حساب کنند و این تابآوری را ذیل مفهوم مبهم مقاومت که در اتخاذ تصمیمات فوق نیز محاسبه میشود حساب باز کنند صاحبان این نوع تصورات یا توهمات با خود چنین استدلال میکنند که ملت یا مردم یا به تعبیری دیگر امت که یکبار عهد و پیمان یا بیعت کردهاند و در مواردی هم به آن پایبند بودهاند همچنان در هر شرایطی شاید تا ابدالدهر در همه شرایط بهرغم دشواریهای بسیار که برایشان ایجاد شده است بر سر عهد و پیمان و یا بیعت خود باقی خواهند ماند.
اینان چنین میپندارند اگر هم خود مردم بعد عهدی کنند آنچه وعده دادهاند عمل نکنند باز هم بیعتکنندگان سر بیعت و قول و قرار خود باقی میمانند اینان این تصور توهمآمیز بیپایه را در رسانههای مختلفی که در اختیار دارند حتی صداوسیما آنچنان انعکاس میدهند که گویا یک باور عمومی است و آنقدر تکرار میکنند که خود نیز باور میکنند که چنین است و لذا گمان دارند دامنه شمول آن به تمامی بخشها و زیربخشهای مردم کشور حتی استانهای محروم نابرخوردار تسری یافته است.
البته عدهای از این ناشران وهم، خود میدانند موضوع از چه قرار است؛ ولی آگاهانه و بهعمد این مفهوم غیرواقعی و اغواکننده و برای حفظ منافع مادی و موقعیت شغلی خود ترویج و تبلیغ میکنند در گذر این اغواگری ایران را نه در ابعاد ملی بلکه شوینیستی چنان برجسته میکنند که گویا تمام جهان کمر به نابودی و تجزیه آن بستهاند، لذا بر اساس همان چه گفته شد مردم همگی بدون هیچ اما و اگر و نارضایتی باید از سرزمین خود دفاع کنند و این دفاع را یک وظیفه محتوم و ملی و خارج از اینکه خودشان از چه موقعیت مادی ممتازی برخوردارند به سنگر دفاعی وظیفهمند دعوت میکنند.
البته پایه این دعوت بر وجود قدرت نظامی استوار است حال اگر این دعوت از همگان اگر مشارکت عمومی و هم نظری مردم را نداشته باشد قادر نیست یک سنگر دفاعی برای مقابله با بحرانها بهویژه بحرانهای اقتصادی به وجود آورد همانطور که نماینده یکی از جناحهای درگیر و طرفدار تفاهم به تفاهم رسیدن با آمریکا و شاید با هدف جلوگیری از گسترش جنگ بهصراحت گفت اگر از نظر نظامی هم قوی باشیم ولی مردم گرسنه باشند دوام نمیآوریم این گفته ناظر به این اصل خدشهناپذیر است که در شرایط جنگی برای حفظ انسجام و حمایت عمومی مردم باید حداقلی از تأمین معیشت ایشان و یک رفاه نسبی برای مردم فراهم شود و مردم احساس نکنند بالادستیها چسبیده به قدرت از همه چیز برخوردارند و آنان از همه چیز محروماند.
در این مقطع تاریخی و در این شرایط جنگی لازم است به نظریه مرتبط به ملتها و حکمرانی اشاره شود و به نوع حکومتهایی بپردازی که در عین دارا بودن اقتدار و اعمال حاکمیت ملتها کمترین جایگاه و نقش را دارند که در نهایت چه سرنوشتی برای کشور و مردم رقم میخورد.
حکومتهایی مانند پری بندالیسم و نئوپری بندالیسم که بهرغم سر دادن شعارهای مردمدارانه آنان را به بازی نمیگیرند و مثلاً ساموئل هانتینگتون، نویسنده و سیاستمدار راستگرای آمریکایی در کتاب ۷۰۰ صفحهای خود با عنوان «سامانه سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» در فصل چهارم به نوع حکمرانیهای «پراتوریانیسم و تباهی سیاسی» و عوارض نامطلوب دخالت نظامیان در سیاست بعضی کشورهای آمریکای لاتین میپردازد و تجزیهوتحلیل میکند که در رژیمهایی که نظامیان حتی در قالب عمران و نوسازی سمتوسوی سیاستها را تعیین میکنند چه عوارضی برای کشور و مردم حاصل میشود.
این فصل از کتاب هانگتینتون، تحلیل کرده است در چنین دولتهایی که بدون نظر و مشارکت مردم و رضایت آنان اولویتهای اجرایی و بودجهای و اعتباراتی تعیین میشود باید منتظر واکنشهای یکباره مردم از دهکهای مختلف بهویژه اقشار پاییندست بود کمااینکه در این کشورها همین اتفاقات افتاد.
با چنین مقدمه طولانیای در کشور ما به دلیل طی مسیری مملو از خطا و اشتباه در حوزه اقتصاد کلان درونگرای نیمهدولتی رانتیه فسادانگیز و البته انحصارگرا برای الیگارش ها به مرحلهای از بنبست تصمیمگیری رسیدهایم بهگونهای که نمیتوانیم قیمت بنزین را گرچه لازم و ضروری - افزایش دهیم. این افزایش را در کنار افزایش قیمت روزافزون مهارنشدنی و افزایش قیمت بنزین، آتشی پنهان میدانیم که اگر شعله بکشد نمیتوان آن را مهار کرد.
دکتر پزشکیان میگوید بنزین را ۱۵۰ هزار تومان میخریم ولی ۱۵۰۰ تومان میفروشیم و چنین نتیجهگیری میکند که ناگزیریم بنزین را حالا چندبرابر یا کمتر افزایش دهیم.
واقعیت این است که قیمت آب در بطریهای یکلیتری از بنزین گرانتر است و برای این افزایش که میتوانست در دهه اول بعد از انقلاب در یک ساختار اقتصاد رقابتی سالم بدون رانت و فساد بهسادگی انجام شود، اینک به یک مخمصه و بنبست ناگزیر تبدیل شده که برونرفت از آن حتی با توجیه کسر بودجه و بهانه تأمین اعتبارات عمرانی و یا تأمین اعتبارات عمومی برای عادیترین نیازهای مردم؛ مانند حقوق کارمندان و دستمزد کارگران یا تهیه حداقل دارو یا تجهیزات بیمارستانی و درمانی، همچنین کالاهای اساسی در شرایط کنونی امکانپذیر نیست و بازی با آتشی شعلهور و فزونی یاب که همگان را در بر میگیرد است.
به عبارتی، افزایش قیمت در حسابکتابهای اقتصادی درست است؛ ولی به صلاح کشور نیست. اینجاست که باید تعیین اولویتها بهویژه در بحثهای تداوم جنگ و مفهوم مبهم شعاری و هیجانی مانند مقاومت باتکیهبر بحثهای اخلاقی احساسی و بهدور از سیاستهای راهبردی واقعبینانه و نه منطقی منبعث از عقلانیت را از تصمیمگیرندگانی غیرسیاسی گرفت.
سیاستمداران و تصمیمگیرندگان سیاسی بهدور از ایدئولوژی سلطه بر جهان را محور پیشبرد مسائل کشور قرار داد. سیاسیون تصمیمگیر و تصمیمساز باید توجه کنند واقعی کردن افزایش قیمت بنزین و سایر کالاها در یک اقتصاد آزاد رقابتی مردممحور با واقعی کردن دستمزدها و حقوقها به دور از رانت و فساد است که میتواند از عقلانیت سیاسی برخوردار باشد.
مملکتی با حاکمیت دوگانه و در سایه اولویت دادن به تداوم جنگ، آن هم با شعار مقاومت که شاخصها و ابعاد آن چه از نظر زمانی و چه نوعی از اقتصاد و بازرگانی جنگی مشخص نیست، به صلاح مملکت نیست؛ زیرا مشخص نیست تابآوری مردم تا چه حدی خواهد بود و ممکن است آتش نهفته و پنهانی را دامن زند که پرده آخر تابآوری ملت را در سناریویی نامعلوم اجرا کند.

















